تبليغاتX
چكاچک چكاچک
 

آخر داستان

بالاخره امريكاي بي ادب كار خودش را كرد و پروژه هاي چكاچك يكي پس از ديگري با شكست مواجه شد. من، آميرزاي بيچاره تسليم را پذيرفتم ديديد كه اين وبلاگ مدتي است به روز نمي شود. ديديد كه پروژه ديگر ما محكوم به شكست شد. اي امريكا ، اي بد، اي بي ادب، اي بي تربيت، تو كار خودت را كردي، گردن آن آس و پاس بشكند به اميد خدا و آن خرمگس كه به طور مسلم از بستگان آس و پاس گردن شكسته است از نعمت آدم شدن محروم بماند و همانطور به طور ممتد ويز ويز بفرمايد و كسي هم نتواند برايش كاري كند.
من از تمام اشخاص حقيقي و حقوقي كه تا اين لحظه نوشته هاي ما را خواندند و به حالمان تاسف خوردند كمال سپاس را دارم. من هم از هم اكنون به جاي قلم بيل(ابزار مفيد تر) را در دستم بگيرم، نه به نيت شخم زدن زمين بلكه به نيت كوباندن دسته بيل توي كله آس و پاس و با سر بيل هم زدن بر بدن آن خرمگس ويز ويزو.
با سپاس
آميرزا
مسئول كوباندن بيل و دسته بيل بر سر ايادي بي ادب امريكا
نوشته شده در 87/05/25ساعت 10:8 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

چکاچک زنده است تا....

دوستان، گرامیان ، بزرگواران بدانید و آگاه باشید چکاچک زنده است تاچکاچکیان زنده اند. شاید روزی روزگاری، خرمگسی بیاید و  سر چکاچکیان شیره بمالد و بگوید: بس است تابه کی چکاچک را تنهایی به روز می کنید. ما نیز خرمگس هستیم خوب بلدیم حال همگان را با نوشته هایمان بگیریم، ا را نیز بازی دهید. آنگاه پس از اعتماد با اوست که معنای خرمگس را درخواهند یافت و خواهند فهمید اری او خرمگس است و پیش از هرکس حال چکاچکیان را خواهد گرفت و به موقع چکاچک را به روز نکند. پس بدانید و آگاه باشید، چکاچک زنده است تا چکاچکیان زنده اند و خرمگسی حالشان را نگرفته باشد.

با سپاس

خرمگس

نوشته شده در 87/05/19ساعت 0:47 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

مزايده- مزايده

    بدين وسيله شكاندن گردن آس و پاس را به مزايده مي گذاريم، براي كسب اطلاعات بيشتر به سايت چكاچك  به آدرس www.chokachok.com مراجعه فرماييد و پيشنهادهاي خود را به صندوق پست الكترونيك ما ارسال فرماييد.

روابط عمومي و خصوصي گروه چكاچك- آميرزا
نوشته شده در 87/05/09ساعت 11:17 بعد از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

چكاچك را فراموش نمي كنيم

نمي دانم حسن آدميان است يا نه كه وقتي چيز جديدي مي آيد  يا كار تازه اي مي كنند ديگر قبلي ها فراموش مي كنند. گروه چكاچك در حال ورود به عرصه ديگري است كه اگر بيهوده تر از اين سايت نباشد در همين حد بيهوده است، همين كار تازه باعث شد تا ما كم كم فراموشمان  شود اين سايت را به روز كنيم.
ديروز آس و پاس  گفت مطلب توپ بذار. من هم تمام منافذ بدنم را وارسي كردم نفهميدم مطلب خوب را از كجايم مي توانم خارج كنم. تنهاچيزي كه آمد همين مطلب آبكي بود   البته با زور.
از اين مطلب دو نتيجه مي گيريم:
1- "نو كه اومد به بازار كهنه مي شه دلازار "رابه كار نبريم.
2-سايت را هر روز به روز كنيم
3-به خوانندگان التماس كنيم تا پيام بگذارند.
4-گردن آس و پاس را به لطف خدا خورد كنيم.

نوشته شده در 87/05/03ساعت 7:41 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

خرمگس و ساير قضايا

اگر ديديد خرمگسي قولي داده و يكهو او را در نشستي ببينيد چه بايد بكنيد؟
پاسخ: توسط ليزر كل موهاي صورتش را بسوزانيد، لوازم آرايشي - بهداشتي را برايش تهيه كرده و او را مجبور كنيد روزي سه بار قالب صورتش را طراحي كند. سپس او را به همان نشست ببريد تا ببينيد آيا مي تواند باز هم خبرتهيه كند يا خير.
تصاوير مرتبط را در ادامه مطلب ببينيد:

ادامه مطلب

نوشته شده در 87/05/01ساعت 8:9 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

نمي دانم چه تيتري مناسب است

براي خواندن مطلب امروز به ادامه مطلب مراجعه فرماييد




ادامه مطلب
نوشته شده در 87/04/21ساعت 1:10 بعد از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

جنگ روانی

تا به حال چیزی راجع به جنگ روانی شنیده اید مطمئنا همین طور است اگر این طوری نیست خودتان از این جنگ یا استفاده کردید یا برایتان استفاده کردند. جنگ روانی به گونه ای سرویس نمودن دهن یک فرد به طرق غیر فیزیکی است که برای موفقیت در زندگی بسیار مهم است برای آشنایی شما با برخی از اینگونه جنگهای روانی با موارد زیر آشنایتان می نماییم !

اگر روزی با خانم محترمتان کل کل داشتید سعی کنید برای صدا زدن او نام یکی از دوست دخترها یا معشوقهای دوره جوانیتان را صدا بزنید

اگر مدت زیادی پشت چراغ قرمز ایستادید و ماشینهای پشت سریتان هی برایتان بوق می زدند موقع سبز شدن چراغ بازهم پشت چراغ بایستید و اینبار شما برای ماشینهای پشت سریتان بوق بزنید نشان دادن برخی علامتهای ناپسند هم در این راه می تواند موثر واقع گردد

اگر کودک هستید و دلتان بستنی می خواهد با نق نق زدن مختلف سر بابا و مامان را کچل کنید که من بستنی می خواهم تا برایتان بخرد و وقتی بستنی را خرید بعد از یک یا دولیس گریه کنید و بگویید من بستنی نمی خوام آب نبات خوشمزه تره !و بعد از خریدن آب نبات باز هم بزنید زیر گریه و بگویید من بستنی خودم می خوام"....


ادامه مطلب
نوشته شده در 87/04/19ساعت 7:4 بعد از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

بدبختي داخلي

    ماجرا داره از اونجا شروع مي شه كه آس و پاس هوس كرده روزي دوبار وبلاگ رو به روز كنيم. شايد اين يك نكته ساده باشه ولي اول مصيبته. نوشتن مطلب يه طرف، وصل به اينترنت و گذاشتن مطلب يه طرف ديگه. مخابرات ايران. درد سر كار با شركت هاي اينترنتي مثل پارس آنلاين كه وحشتناكترين خدمات را مي دهد.
نمي دونم به چه زبوني به آس و پاس بگم كه كار خوبيه، من واسه روزي دو بار آماده ام. مقدمات كار رو به عنوان سردبير آماده كن. ما در خدمتيم

نوشته شده در 87/03/29ساعت 7:30 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

درنبودموجودي به نام آس و پاس

    در نبود آس و پاس ما موندیم چی بنویسیم. آخه رفیق آدم امتحان داشته باشه،آدم بطنزه؟! انصاف هم خوب چیزیه! حالا از فردا اگه دیدید پست های قبلی رو تکرار کردیم نگید چرا ها؟! آخه شما که بزرگترید اونارو خوندید، جوانترها که نخوندن! تازه اگه یه وقت تو تبلیغ های بلاگفا دیدید به جای تبلیغ بامزی و پلنگ صورتی، تبلیغ آرشیو چکاچکه تعجب نکنیدا !! به هر حال یه عده ای دوست دارن تا تجدید خاطره کنن!! و صد البته یه عده ای هم از این راه نون بخورن!! اینم خودش یه روش خود اشتغالیه دیگه!!

حالا امروز که این اين چند خط  رو خوندید! ببینیم فردا چی میشه! شاید تونستیم كاراي  جدیدی بكنیم!!! وگرنه ....

نوشته شده در 87/03/21ساعت 6:37 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

بوي كافور عطر ياس

نمی دانم چرا همیشه در این ایام تنم "وورمولی" اش میشود شاید دلیلش چندشی باشد که پس از سوسک نسبت به امتحاندارم ! البته خدای نکرده فکر نکنید من از ان در س خوانها هستم که اضطراب می گیرم باور کنید از آنجایی که هیچ جای این جانب به آدمیزادشبیه نمی ماند ما از آن تنبل بی مغزهایی هستیم که نسبت به لفظ امتحان آلرژِی دارند ! کتابهایمان را دیروز گوش شیطون کر که ماشا... کلفت عینهو کمر خودمان (این را گفتیم تا فکر کنید اضافه وزن داریم دلمان خوش باشد وگرنه ما از دسته گوشت کوب  آبگوشت خوری هم کمر باریکتریم ! )هستند را دستی بزدیم که خاکی از سر رویشان بلند شد که بیا و ببین !! قبل از خواندن کتابهایم احساس کردم که آنها نیاز به یک گردگیری درست و حسابی دارند و خودمان نیاز به یک پوزبند برای خاکروبی از روی این کتب! آخر حیف این کتابها نباشد که من پول می دهم می خرم (البته زیاد حیف نیست چون بابایم پول می دهد من می خرم!)واقعا از روی استخوان دررفته خودم شرمسارم !به خصوص وقتی اهل خانه(در تهران) در تماسی با من چنین گوشزد نمدند با چنین مضمون که "مرتیکه دیلاق ماندی آنجا (کرمان )خبر مرگت درس بخوانی یا چکاچک بنویسی ! ما هم به نشانه اینکه ما ماندیم اینجا تا خبر مرگمان درس بخوانیم دیگر چکاچک نمی نویسیم تا بگوییم چکاچک ننوشتن ما دلیلی است بر درس خواندن ما ولی بدانید وآگاه باشید که هرکسی را بهر کاری ساختند !!!باور کنید من خودم هم آخر نفهمیدم مرا بهر چه کاری ساختند اما این را می دانیم آن یک کار درس خواندن نبوده است !!به هرروی اگر دیدید که اینجانب یه مدت کوتاهی دیگر نیامدم یا با ناز وکرشمه آمدم بدانید و آگاه باشد دست عیادی آمریکا به جان عزیزتان در این یک مورد پشت قضیه نبوده است  !!فقط یک تاکتیک استراتژِک است ما هرچه داریم و نداریم می سپاریم به آن دو خر(ببخشید عزیز دیگر)که هرگلی زدند به سرما هم زدند  و اگر گندی زدند باور کنید ما با آنها نبودیم !
نوشته شده در 87/03/20ساعت 6:1 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

علت برد ایران

تیم ملی رو دیدید؟ حالا درسته که خیلی هم عالی نبود ولی با امارات تو تهران مساوی کردیم، ولی میریم امارات میبریمشون! حالا فکر می کنید علت چیه؟

1- ما آدمهای اجق وجقی هستیم و باید فشار بالا سرمون باشه تا کار کنیم؟!

2- اماراتی ها آدم های اجق وجقی هستند که عرضه ندارند مارو تو خونه شون(خونه ی قدیمی مون) ببرند؟!

3- علت وجود تنبان دعواییه؟!

4- علت تیپ منحصربه فرد برونو متسو میباشد؟!

نوشته شده در 87/03/19ساعت 7:55 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

آس و پاس می لرزد !!

همین دیشب بود که این واقعه هولناک برای من رخ داد پس از سخن های گزافی که با دوستان خوابگاهی داشتیم احساس کردیم بدنمان به رفتن به دستشویی نیاز دارد و باید برویم و کمی تخلیه روحی و معنوی انجام دهیم شاید یکی از لذت بخش ترین قسمتها ی زندگی من و شاید همه آدمها همین قسمت باشد تمرکز فکر و تخلیه روان!!اما این بار حادثه ای در شرف اتفاق بود همین که با آرامش روی دستشویی چهار زانو نشستیم و ... ناگهان احساس لرزشی خفیف و تکانی نه چندان عادی شدیم با خود گفتیم که گلاب به روی  مبارکتان مثلی که از زیرمان بادی در رفته!! و حادثه ای طبیعی است اما حادثه اگرچه طبیعی بود اما کمی جدی تر و خانه خراب کن تر بود با کمی ریشه یابی مسئله دریافتیم که شهر کرمان بار دیگر به یاد دخت بندر لرزش سینه کرده است و خیر سرش زلزله شده !!ما هم که دیدیم اگر آنجا بمانیم به جایی که از زیر آوار بیرونمان بکشند باید از توی چاه مستراح این کا را بکنند !!(تازه اگر رویمان سیفون نکشند و همانجا دفنمان نکنند)تنبان مبارکمان را به همراه متعلقاتمان نصفه و نیمه بالا کشیدیم و از دستشویی بیرون آمدیم تا دوستان را هم خبر دار کنیم که خواب نمانند همانجا به درک واصل شوند !!!(آخر همه آنها متوجه شده بودن و به حیاط رفته بودند و بود و نبود یا مردن نمردن ما برایشان کان لم یکن تلقی شده بود!!)که ضایع شدیم و با هرهر دوستان که فلانی در توالت به شما خوش گذشت روبه رو شدیم !!!به یاد تهران خودمان افتادیم و زمین لرزه آنجا چه عصری بود!! دختران با آستین رکابی و آقایان با شرت پریده بودند بیرون برای لحظاتی در آن روز احساس کردیم در نیویورکیم !!!اما کرمانیها بیش از آنکه ما را به یاد نیویورک بیاندازند و ما فیضی ببریم !!!یاد توکیو را برایمان زنده کردند آخر آنها هم زیاد به این چیزها اهمیت نمی دهند و امری عادی برایشان تلقی می شد همسایه های ما که دیدن تلویزیون یا بودن و همنشینی در کنار  منقل را بیشتر به عکس العمل در برابر اینگونه لرزشها ترجیح می دادند !!!به هرروی اگر فردا در تلویزیون گفتند که در زمین لرزه کرمان یک نفر مصدوم شده است بدانید آن یک نفر کسی جز آس و پاس نبوده که بواصیلش اوت کرده و تا اطلاع ثانوی از نشستن یا دستشویی رفتن معذور است !!!

نوشته شده در 87/03/08ساعت 9:21 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

زندگي ما به هم ريخت

    از آنجا كه ما در آسايش كامل و بي دغدغه زندگي مي كنيم و كسي كاري با ما ندارد و از آنجا كه ايران گل و بلبل است، ما با كوچكترين مشكلي تن و بدن مان مي لرزد. ما ديروز با مشكل قالب وبلاگ مواجه شديم و اين مشكل باعث شد همه چيزمان از كار بيفتند و توانايي انجام بعضي مسايل را ار دست بدهيم. من و آس و پاس سراسيمه به اين طرف آن طرف مي دويم و از اينكه وبلاگمان بالا نمي آمد ناراحت بوديم ولي اين ناراحتي ظاهري بود و هر دو از اينكه ديگر وبلاگي نيست تا به روز كنيم خوشحال بوديم. تا اينكه دوستي از راه رسيد و مشكل را برطرف كرد و ما دوباره ناراحت و غصه دار به كار وبلاگ نويسي خودمان ادامه داديم تا ببينيم كي نفسمان در مي رود(انشاالله به زودي). در پايان از اينكه حوصله به خرج داديد و اين مطلب بي خاصيت را خوانديد خوشحاليم.
 پيروز باشيد

نوشته شده در 87/02/26ساعت 7:11 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

یک ماه گذشت

بیست و یکم ماه گذشته بود که کیبورد رو به نیت راه اندازی یه وبلاگ ظنز به تق و تق انداختیم. من و اون یکی. در این یک ماه تجربه های زیادی رو در عرضه وبلاگ نويسي  آموختیم- دوستان فراوونی پیدا کردیم که راهنمایی مون کردن و بعضی ها هم ما رو لینک دادن که ما هم اونا رو لینک  داديم.

"ما دو نفر" در طی این یک ماه بیش از ۳۷۰۰ نفر بازدید کننده داشتیم که رقم قابل توجهی یه. امیدواریم در روزهای آینده بتونیم با تلاش بیشتر وبلاگ رو خوندنی تر کنیم- این میسر نیست جز با لطف دوست عزیزی چون تو.

جا داره یادی بکنیم از تمامی چکاچکیان که در سراسر دنیا پراکنده شدن. می خوایم در این فضای مجازی تمام اونا رو دور هم جمع کنیم. چکاچک گروهی بود در یک نشریه که یک صفحه داشت به نام چکاچک. این وبلاگ مال ما دو نفر نیست. این وبلاگ مال تمام اونایی که ذهنشون چکاچکی یه. چه تو شیراز باشن- چه کرمون- چه بندرعباس و چه همین امریکا. ما می خوایم از سال بعد بترکونیم.

دوست داران چكاجك لينك بدید/لينك بدیم

 

نوشته شده در 86/12/18ساعت 8:45 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

ما آمدیم

درود

ما دونفر پس از مدتها تفکر و تامل به وبلاگ نویسی برگشتیم تا همگان بدانند که زنده ایم.

از ورقی در نشریه ای به وبلگی در سایتی و بعدا به موجودی در زندانی... .

ما دونفر قرار است تا به مسایل اجتماعی و سیاسی بپردازیم و در این عرصه اگر یکه تاز میدان نباشیم(نمی دانم ویرگول کجاست- از حالا به جای ویرگول می نویسم ویرگول) ویرگول دوکه تاز ویرگول سککه تاز و یا حتمن چکه تاز میدان می شویم نقطه سر خط  گفتم چه تاز ویرگول یاد این افتادم که در ایران همه چیز چکه می کند ویرگول آب از دهان دارا و ندار ویرگول لایه اوزون که سوراخ است ویرگول و البته چند چیز دیگر که دقیقن نمی دانم نقطه چون می خواهم بروم ویرگول می رود نقطه سر خط

امضا دونقطه نویسنده الف

نوشته شده در 86/11/21ساعت 7:56 بعد از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |
درباره سايت

معنی چکاچک: حرف یا سخنی که بر سر زبان ها بيفتدو مردم به همديگر بگویند- پچ پچ کردن - درگوشي صحبت كردن

************************
پایه گذاران وبلاگ:
آمیرزا(نویسنده)
آس وپاس(سردبیر)

***
همكاران:
خرمگس(نويسنده)


واپسين نوشته ها
ما شما را بجای خندیدن به اندیشیدن دعوت می کنیم
عید بی عیدی !!
عید شما تسلیت!!!
نفت بهتر است یا انرژی
انگولک به تیتر خبرها
چگونه معتاد شویم
پسر خاله كانديداي رياست جمهوري مي شود!
چرا این قدر زنان ما بی عرضه اند !!!
منوچهر احترامی
از فرهنگسازی تا جنبش نرم افزاری !!
گفتگو با امیدی که هوا شد !!!
چکاچک 2 به مناسبت نخستین سالگرد شکوهمندش!!
آخر داستان
چهل سال بعد با سازنده برجهای تجاری
چکاچک زنده است تا....
سه‌راه‌برای‌افزایش‌بازدیدازوبلاگ‌ به‌صورت‌غیرطبیعی
تبعض یا فقر سینمایی
چیزهای مهم
حق پدری
لرزيدن موارد آويزان
شل کن سفت کنی ایرانیها
روانشناسی دخترها :
چرا بعضیها روی بعضیها سوار می شوند
مزايده- مزايده
تفاوت زن و مرد
از بولدوزر تا کیهان !
عدم حضور حسین رضازاده در المپیک چین باعث صرفه جویی شد.
خبرهای چکاچکی
نامه سرگشاده
شهر باستانی شوش از هتل سازی تا محل تجمع معتادان
آمار

شمار عزيزان بازديدكننده :

پيوند سايت
سمپاديه
 
هنرنزدايرانيان‌است‌وبس
 
كشور جشن ها
 
نـــنـــه شــهـــرزاد
 
كيش مهر
 
عاشق غم
 
داوطلابانه
 
درد دل هاي من و خدا
 
انجمن شاعران مرده
 
عاشقانه
 
دل نوشته ها
 
حضرت عشق
 
كتاب كودك
 
آسمان آبي
 
افق كور
 
آگاهي؛‌خورشيدواره‌‌برذهن‌انسان
 
روانشناسي - مشاوره خانواده
 
پایا
 
براي شهرم كاشان
 
my love
 
اي طنز
 
زماني براي بودن ...
 
آرام ولي ساكت
 
ويلاي عشق
 
خبر سياسي
 
آخرين عشق
 
روستاي نيور
 
عاشقانه
 
سارونا
 
حرف دل
 
شب خاموش
 
majidcartoon(كاريكاتور)
 
نابيناي عاشق
 
دفترچه خاطرات
 
mohsenmalekee(كاريكاتور)
 
شبح آيينه پوش
 
نـوادگـان كـوروش
 
روابط عمومي برتر
 
29روزمانده‌تاخودم
 
كاملا شخصي
 
بندرعباس
 
يادداشت هاي يك غريبه آشنا
 
طنزنوشته‌هاي‌سعيدترشيزي
 
مولاناومولاکمشیـخ کشک الدین بدپیــله
 
2 آتيشه هاي پرسپوليس
 
پسر آسموني
 
نقش هاي ناتمام
 
dragon(اژدها)
 
نقش هاي ناتمام
 
آوای آزادی
 
مرواريد سياه
 
جانا تو قلب مايي
 
پارسيتا
 
جاودانان
 
آمستريس
 
كوروش جاويدان
 
من كيستم؟ما كيستيم
 
فرهنگ و هنر
 
تاريخ ايران و جهان
 
چاپ دوم
 
امپراتور
 
صفر عاشقي
 
آخرين عاشق
 
عكس@دانلود@خبر@مبايل
 
ناگفته ها
 
ايران بزرگ
 
تحفه درويش
 
عشق عاشقانه
 
مردم شناسي
 
انديشه هاي پارسي
 
ترفند،مطالب طنز،داستان،sms،کلیپ،عکس
 

 
روان نويس روان مي نويسد
 
از همه چيز از همه جا
 
رپ فارسي
 
شاه فينقيلي
 
سياسي
 
دريا در من
 
حرف دل
 
يادداشت هاي من
 
آشنايي با بدنسازي
 
فقط عکس
 
حرف هاي نگفته من...
 
پلاك 16
 
صداي پاي زندگي
 
باحالترين‌جوك‌هادربرمودا
 
جک‌واس‌اماس‌وآفلاین
 
روياي سپيد
 
پژواك
 
پاتوق دختر پسرا
 
روياي سپيد
 
طنزوفكاهه‌علي‌اصغركمالدار(غمين)
 
مردم شناسي
 
طنين تنهايي تو
 
شاپرك من
 
صداي پاي زندگي
 
خلق‌مي كنيم،آفرينش‌وديعه‌پروردگاراست
 
شهرري مادر تهران
 
شب هجران
 
وب‌سايت‌تخصصي‌صنعت‌چاپ
 
كافي شاپ دونفره
 
سه شنبه خاكستري
 
دلتنگي‌هاي‌يه‌مشكي‌پوش
 
نوسان
 
کنسرواتوار تهران
 
قلم نو
 
فتوكار
 
اولین اشک خونین یک عاشق بی یار
 
عشق هاي جاويدان
 
صمدآباد از اشکورات رحیم آباد
 
پنجره
 
تفريحي(اطلاعات عمومي)
 
عشق خدا همه چيز
 
يادداشت هاي يك دانشجو
 
خواندني سياسي
 
رهگذري درباد
 
بوالفضل الشعرا
 
طنز فروش!
 
وب خند
 
بروبچ شيراز
 
و اينك منم ...
 
drmyblog
 
صمدآقاازاشكورات
 
panjul(فيلم و...)
 
حكايت‌من‌درولايت‌غربت
 
sooranicartoon
 
تكيه بر باد
 
خانه دوست
 
ديگه تمومه
 
كوروش بزرگ
 
سامي بلاگ
 
شب آفتابي
 
هزار و يك شب
 
عاشق
 
دهكده احساس
 
خداحافظ‌پلوتوكوچولو
 
مهربانانه
 
آزادتر از هميشه
 
همسايه ديوار به ديوار
 
خدايابرداده‌و‌نداده‌وگرفته‌ات‌شكر...
 
زیباوجدیدترین‌عکس‌هاجک‌هاوSMS
 
سياست اصيل
 
طنز طنز
 
كوتراز