تبليغاتX
چكاچک چكاچک
 

عید بی عیدی !!

آن قدیمترها آن موقع که الگوی ما هنوز اصلاح نشده بود و اسکناسها هم مثل خود ما درشت نشده بودند ذوق می کردیم عیدها به خانه خاله و عمو و ... برویم چرا که هنوز صرفه جویی مد نشده بود و به ما اسکناسهای تا نخورده را می دادند که چون چرک کف دست بود آنها را در پاکتهایی می گذاشتند تا دستمان چرکی نشود و ما حالش را ببریم !! کم کم که اسکناسها ی سبز رنگ هزاری رنگ باختند و آبی شدند آن هم دو هزار تومانی بساط عیدی گرفتن هم زیر سوال رفت !!! هر جا می رفتیم می گفتند دیگر بزرگ شدیم عیدی به شماها نیامده !!! همین طور که ما بزرگتر شدیم رنگباختگیهای اسکناسها به بنفش و ۵۰۰۰ رسید!! امروز بی توقع نگاهی می اندازم به کودکانی که نه به سرعت اسکناسها بزرگ نشده اند اما از نعمت عیدی گرفتن محروم مانده اند!! بیچاره ها نمی داند که دیگر با هفت هشت سال سن هم باید در تغییر الگوی مصرف و صرفه حویی دخیل باشند چرا که این مملت برای همه است و همه ملت واحدي هستیم !!!. وشما حق دارید آزادانه نه یک حرف کمتر و نه یک حرف بیشتر در این عادت مصرفی رو به تغییر نقش داشته باشید .

نوشته شده در 88/01/13ساعت 0:29 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

چگونه معتاد شویم

حتما در جریان هستید که چند وقت پیش یک آقایی اطراف مجلس خودش را سوزانده اگر هم نیستید حالا در جریان باشید و حتما هم در جریان هستید که می گویند طرف معتاد بوده و به خاطر اعتیاد دست به چنین کاری زده اگر  در جریان نیستید حالا در جریان باشید این شد که  چکاچک گفتگویی جنجالی را با این عزیر سوخته نموده است و حتما هم در جریان هستید که همه گقتگوهای چکاچک خیالی است اگر نیستید حالا در جریان باشید .  

چکاچک :چی شد که خودتو سوزوندی ؟                                         

معتاد سوخته شده :هوا سرد بود می خواستم گرم بشم

چکاچک :چی شد که مقابل مجلس خواستی گرم بشی ؟

معتاد سوخته شده :آخه تا به در مجلس رسیدم لرزم گرفت

چکاچک :هیچ راه حل بهتری نبود برای گرم شدن ؟

معتاد سوخته شده :اگر بود که حتما خودم  را منفجر می کردم !

چکاچک :در مورد اعتیادت توضیح می دی چی شد که معتاد شدی ؟

معتاد سوخته شده :واله درست به خاطر نمی آرم یک روز مقابل مجلس چون هوا سرد بود و می خواستم گرم بشم خودم را سوزوندم فرداش وقتی تو تخت بیمارستان دراز کشیده بودم و داشتم تلویزیون می دیدم دیدم که اخبار داره در مورد معتادشدن من حرف می زنه  !


ادامه مطلب
نوشته شده در 87/12/16ساعت 5:1 بعد از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

چرا این قدر زنان ما بی عرضه اند !!!

زن نمونه یعنی مرد شدن !!!

البته از اینکه این تیتر را به عنوان سرتیتر این نوشته برگزیدم واقعا شرمندم قبول دارم که مردهای ما از زنان ما بیعرضه ترند اما در بی عرضگی زنان ما هیچ شکی نیست !!این را من نمی گویم سازمان ملل متحد در آخرین گزارش خود در مورد نقش زنان در مدیریت و قانونگزاری در کشورها  می گوید !!! راستش را بخواهید زنان ما که اخیرا برابری ارثشان با مردان وتو شده است !!!!تنها ۱۶ درصد از سهم از شرکت در کارهای مدیریتی و قانون گزاری کشور را بر عهداه دارند که از بین ۱۲۰ کشور دنیای مورد بررسی گرفته کشورما شده ۱۰۱ ام !!!البته مهم ۱ (یک بودن ) ماست که دوبار در این مقام تکرار شده !

حالا شاید یکی از دلایلی که چرا زنان ما زیاد دنبال مدیریت و ریاست نیستند بر می گرددبه اینکه اساسا تا زمانی که ارث و مغز کسی نصف دیگری است چه لزومی دارد تا ریاست و مدیریت بکند . بخشی از آن هم بر میگردد به اینکه ما فعلا در مورد  زنان  و بودن یا نبودن حجاب که آیا مصونیت است یا محدودیت باید به تفاهم برسیم یا اینکه افتخار کنیم که زنان نمونه ما مثل مردان ما هستند !!!

نوشته شده در 87/12/05ساعت 5:27 بعد از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

از فرهنگسازی تا جنبش نرم افزاری !!

نمیدانم تا به حال شده است کلمه ای را به کار ببرید که مفهومش را خودتان ندانید والبته وانمود کنید که  می دانید جالب اینجاست  طرف مقابلتان هم که معنی این کلمه را نمیداند وانمود می کند که می فهمد !!فقط کافی است شما در میان سازوکار ساختارهای حرفهایتان چند لغت ایدئولوژیکی بی معنا ومفهوم  بسازید آن وقت کسی جرات نفهمیدن آن را به خود نمی دهد (درست مثل همین یک جمله قبل ) تا نکند از غافله پیشرفت فرهنگی ما در راستای ساختن کلمات و بازی با آن عقب بماند.

این روزها هر بار مسئولی که مسئولیتش از  شیر مرغ تا جون آدمیزاد باشد ! برای حل مشکلات از یک واژه به نام فرهنگ سازی استفاده می کند . اگر احیانا ما اقتصادمان مشکل دارد راهکارش فرهنگ سازی است ملت ما معتادن راهکارش فرهنگ سازی است با مادر زنمان بحثمان شده راهکارش فرهنگ سازی است احیانا دچار بیماری بیرون روی شدیم راهکارش فرهنگ سازی است خانه یا پول نداریم راهکارش فرهنگسازی است از ریشهای بی ریشه بدمان می آید راهکارش فرهنگ سازی است....

خلاصه اگر موقع دستشویی رفتن پای چپ و راستمان را هم قاطی می کنیم راهکاری جز فرهنگ سازی ندارد.


ادامه مطلب
نوشته شده در 87/12/02ساعت 6:46 بعد از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

سه‌راه‌برای‌افزایش‌بازدیدازوبلاگ‌ به‌صورت‌غیرطبیعی

براي افزايش مراجه كنندگان به سايتتان سه روش پيشنهاد مي كنيم. به ادامه مطلب مراجعه كنيد:

ادامه مطلب

نوشته شده در 87/05/17ساعت 0:28 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

چیزهای مهم

در زندگی ما آدمها چند چیز است که قابل توجه است یکی از آنها وقت است پس تا می توانید از وقت خود بگذارید تا مال دیگران شود .دیگری عقل است پس عقل خودتان راهم دست یکی دیگر بدهید . سوم ارداه است پس بی اراده کسی آب نخورید . چهارم اعتماد به نفس است پس همیشه به دیگران اعتماد کنید! پنجم با برنامه عمل کردن است پس بی گدار به آب بزنید . ششم ایمان است پس همیشه همراه باد حرکت کنید . هفتم توانایی دفاع از خویشتن است پس همیشه از دیگران حرف شنوی داشته باشد و توسری بخورید. هشتم انسان بودن است پس همان خری که بودید باقی بمانید

نوشته شده در 87/05/15ساعت 8:26 بعد از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

لرزيدن موارد آويزان

ديشب كه ما خواب بوديم، باد كولر به طور مستقيم همه جاي بدن ما را نوازش كرد و اين آغاز لرزيدن ما بود.
اين لرزش كه تمام نواحي بدن ما را فراگرفته بود باعث شد شب را نخوابم و امروز را به طور مرتب بخوابم. لرزيدن بدن باعث شد كه ما حالت ناخوشي داشته باشيم و در اين ميان مواردي كه در منطقه ممنوعه بودند از لرزش هميشگي دست برداشتند و به شكل ديگري مي لرزيدند كه خارج از عرف لرزش بود. تخم چشمانم درد مي كرد و خودتان مي دانيد كه درد تخم دردي است بس نفس گير. از آن طرف آب دماغ ما مرتب خارج مي شد و اين خروج آب تمام تاب و توانمان را گرفته بود.


ادامه مطلب

نوشته شده در 87/05/13ساعت 7:54 بعد از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

شل کن سفت کنی ایرانیها

نمی دانم تا حالا شده سر تصمیم گیری بر سر یک چیز بر سر چند راهی قرار بگیرید و ندانید چه خاکی تو سرتان بریزید احنمالا که همین طور بوده است چون شل کن سفت کنی توی خون ما ایرانیهاست ! کلا ما با شل و سفت کردن چیزهایمان (اهدافمان )حال می کنیم سعی کنید که برای آغاز هر کاری اول فکر کنید بعد اقدام به عمل کنید! گمان  کنم فکر کردن قبل از عمل را اگر یک بار  هم که شده ما جهان سومی ها امتحان کنیم کمتر بگویند مال یک دنیای دیگر هستیم . در ضمن مسئله شل کن سفت کنی هم مسئله ای است که همه یک جورهایی در گیر آن هستیم یا مستقیم یا غیر مستقیم ! پس اگر روزی چیزی را سفت کردید دیگر شل نکنید یا اگر آن چیز شل بود سفتش کنید لا اقل تا زمانیکه به بار بنشیند و نتیجه دهد

نوشته شده در 87/05/12ساعت 7:17 بعد از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

روانشناسی دخترها :

گهگداری در رابطه میان پسر و دخترها با گونه های خاصی از دختران مواجه می شویم که ممکن است خطرناک باشند بنا براین به بررسی برخی از این گونه ها و ارائه راهکارها یی برای پسرهای ندید بدیدی مثل خودمان می پردازیم .

۱.بعضی دخترها  نسبشان به چسب و سریش می خورد اگر به یک کسی بچسبند عمرا قابل جداسازی باشد و همین چسبهاست که بعدها موجب پیوندهای خواسته و ناخواسته حتی از نوع پیوندهای قلبی زور زورکی می شود

راهکار:سعی کنید برای پیوند قلبهایتان از منگنه استفاده کنید. 

۲.بعضی دخترها علاقه بسیاری به لارج بودن و اروپایی رفتار کردن دارند پیشنهاد می کنیم اگر کسی احیانا به این گونه که اصلا هم نایاب نیست بر خورد کرد از هم صحبتی با طرف مورد نظر زیاد قند تو دلش آب نشود مطمئن باشید اگر کسی با بدبختی مثل من و شما دل بدهد و قلوه بگیرد بدانید با شخص دیگری بده بستانهای فراتر از دل و قلوه تا حد جگر هم داشته است .

راهکار:سعی کنید شبهای جمعه با بچه ها دور هم جمع شوید و برای زدن تو دهنی محکم  به این گروه جوجه کباب بخورید

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 87/05/11ساعت 5:14 بعد از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

چرا بعضیها روی بعضیها سوار می شوند

این که چرا خیلی ها روی ما سوار می شوند بستگی به چند چیز دارد

۱ ما خوب سواری می دهیم

۲ خوب از ما سواری می گیرند

۳  عادت کردیم سواری بدهیم

۴ما اصلا نمی دانیم چه وقت چه کسی روی ما سوار می شود .

 ۵قیافه مان به آدمهایی که سواری می دهند می خورد .

۶چون جفتک زدن بلد نیستیم یا اگر بلد باشیم رویمان نمی شود بندازیم که یک وقت نگویند خریم غاقل از اینکه وقتی سواری می دهیم همه فهمیدند که ما خریم !

نتیجه گیری اخلاقی : اگر خواستید تا خر باشید سعی کنید همیشه جفتک بندازید نه اینکه سواری بدهید !

باو رکنید این تصویر دو خر است که یکی به دیگری سواری می دهد خواهشا استنباطهای نامربوط از عکس نفر مائید

نوشته شده در 87/05/10ساعت 2:5 بعد از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

تفاوت زن و مرد

فرض كنيد  يك مرد و يك زن دوستشان را در خيابان مي بيند، عكس العمل ها متفاوت است:

ادامه را در ادامه مطلب بخوانيد:

ادامه مطلب

نوشته شده در 87/05/08ساعت 1:9 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

شهر باستانی شوش از هتل سازی تا محل تجمع معتادان

چه بر سر محوطه‌ي باستاني شوش مي‌آوريم؟!
هتل‌سازي روي تدفين‌هاي تاريخي، كاخ شائور محل تجمع معتادان

نمی دانم چرا ما برای عمران و آبادانی محلهای نامناسبی را انتخاب می کنیم مثلا جاده های بدون آسفالت یا چاله چوله های شهر یا ساختمانهایی را که باعث کشته شدن ۱۷ نفر می شود را ول می کنیم می رویم روی بیستون ریل راه آهن رد می کنیم !یا به جای آنکه به فکر اب زاینده رود باشیم روی قبر کورش سد می بندیم ! یا می رویم روی اماکن تاریخی شهر شوش هتل می سازیم اخر عمران و آبادانی هم حدی دارد  حد هم نداشته باشد جایی دارد جاهم نداشته باشد.... اصلا ما آبادانی بدون حدو جا نخواهیم باید خاک را برسر چه کسی کنیم ! (منظورم همان است که چه خاکی بر سرمان کنیم )

نوشته شده در 87/05/03ساعت 11:59 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

اندر احوالات ما

از قديم گفته اند كه چنانچه آشپز دو تا شد آش يا شور مي شود تا بي نمك. اين سرنوشت وبلاگ چكاچك است كه يا يك روز هر سه نفرمان با هم به روز كرديم و مجبور شديم دو مطلب را پاك كنيم، اين هم از امروز كه معلوم نيست چه شخصي بايد به روز كند.
گردنم بشكند- خدا نكند گردن اين آس و پاس بشكند كه رفته به شهر خوبي ها و بلبل ها "كرمان" و اينقدر مردم آن سامان به نامبرده حال داده اند كه همچه چيز را از ياد برده است.
آن هم از خرمگس كه از اسمش پيداست چه زماني پيدايش مي شود و البته به چه منظوري و همه ما مي دانيم كه روي چه چيزي مي نشيند.
اين هم از من آميرزا كه حالم هميشه خراب است .
اين مشكلات،مشكلات گروه ما و وبلاگ ما نيست بلكه ما مردم، تقريبا اينجوري هستيم. خلاصه و نتيجه اينكه بايد سوخت و ساخت.
نوشته شده در 87/04/19ساعت 6:18 بعد از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

وقتی که 17 کارگر جوان زیر یک ساختمان فوت می کنند

 

وقتی که  17 کارگر جوان زیر یک ساختمان فوت می کنند . مقصر کیست؟ وراه حل چیست؟

1- شهرداری تهران، زیرا به خاطر کمبود منابع مالی نمیتواند بر ساخت ساز نظارت کند. پیشنهاد می شود که به جز پول های دریافتی به خاطر فروش تراکم، پروانه ، جمع آوری زباله و... پولی هم بابت نظارت بگیرد.

2- سازمان نظام مهندسی. زیرا بودجه ی کافی برای پرورش،آموزش و مسئولیت پذیری مهندسان ناظر ندارد.پیشنهاد می شود پول های بیشتری دریافت کند.

3- کارگران. زیرا در یک زمان نامناسب در یک جای نامناسب بودند. پیشنهاد می شود که نام آنها برای عبرت آیندگان ذکر شود و به دیگر کارگران فهمانده شود که در زمان نامناسب در یک جای مناسب باشند.

4- چکاچک و دیگر نشریات. زیرا مقصر را در بین شهرداری و سازمان نطام مهندسی می جویند.پیشنهاد می شود که جمیعا تعطیل شوند تا سبب تشویش اذهان عمومی نشوند.

نوشته شده در 87/04/16ساعت 10:27 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

تست

فرض كنيد اشخاص معروف براي خريد از خانه خارج مي شوند، هر كدام چه چيزي تهيه مي كنند؟
1- غلامحسين كرباسچي
الف) ژل موي سر ب) شربت سينه پ) سكه بهار آزادي ت) هر سه مورد
2- محمد رضا خاتمي
الف) تيغ ژيلت ب) شربت بهار نارنج پ) سكه بهار آزادي ت) هر سه مورد
3-عبدالله جاسبي
الف) دفترچه اعزام به خدمت ب) آدامس پ) سكه بهار آزادي ت) هر سه مورد
4-داوودي(معاون نخست رياست جمهوري)
الف) دو عدد تخم مرغ ب) سه عدد تخم مرغ پ) چهارعدد تخم مرغ ت) پنج عدد تخم مرغ
5- قاليباف
الف) شانه ب) قالي پ) سكه بهار آزادي ت) هر سه مورد
6-محمد رضا شجريان
الف) قيچي اصلاح سبيل ب) قيچي اصلاح ريش پ) سبيل تراش ت) هر سه مورد
7- علي دايي
الف) ده عدد سكه بهار آزادي ب) يكصد عدد سكه بهار آزادي پ) هزار عددسكه بهار آزادي ت) نان بربري
8- محمد علي كشاورز
الف) شلوار كردي   ب) تنبان يزدي راه راه    پ) سكه بهار آزادي            ت) هر سه مورد
9-آميرزا
الف) يك قالب يخ    ب) كمي نمك    پ) خيار شور            ت) هر سه مورد
10- آس وپاس
الف) يك قالب يخ    ب) كمي نمك    پ) خيار شور            ت) هر سه مورد
11- خرمگس
الف) يك قالب يخ    ب) كمي نمك    پ) خيار شور            ت) هر سه مورد
12- كسي كه اين مطلب را خواند
الف) 10 عدد قرص سردرد   ب) مراجه به بيمارستان   پ) ورص واليوم 10           ت) هر سه مورد

نوشته شده در 87/04/15ساعت 3:7 بعد از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

وقتی شانس به شما رو کند

شما چه قدر به شانس و یا بدشانسی اعتقا ددارید اگر روزی دریکی از موقعیتهای زیر قرار گرفتید چه می کنید .

فرض کنید وقتی با دوست دختر جدیدت وارد یه پیتزا فروشی می شی دوست دختر قدیمت  را با دوست پسر جدیدش تو همون پیتزا فروش ببینید !:

۱. به جای پیتزا ساندویچ با سس اضافه به همراه فلفل به مقدار لازم سفارش می دهید

۲. سرتان را کج می کنید تا هردو طرف را خر فرض کنید

۳.با کمال پررویی دوست دختر جدیدتان را با قدیمتان آشنا می کنید و در آخر به دوست پسر جدید دوست دختر قدیمتان می گویید :از آشنایی با شما خوشوقتم !

فرض کنید درست وقتی با خودت خلوت کردی و دیگه هیچکس دور و برت نیست  و خودتی و خودت سرو کله یکی که ازش خیلی بدت میاد پیدا بشه !و بعد مجبور بش بری بیرون باش شام بخوری و به چرت و پرتاش گوش بدی و بعدش بفهمی که یه هفته قراراه پیشت بمونه :

۱. از کارد منزل برای کشتن خود یا طرف مقابل و شاید هردو استفاده می کنید .

۲. سعی می کنید تا به مدت یک هفته نیشتان را تا بناگوشتان باز کنید و مرتب با گفتن کلمه "دیزی"تعادل در حالت لب و لنچه تان را حفظ کنید و مرتب از بخت خوب خود و اینکه چه قدر از دیدن و بودن طرف خوشحالید حرف بزنید

۳. شبها در آغوش گرم و مهربان آن "نره خر" می خوابید و تصور  می کنید که دختر ۱۴ ساله بغلتان خوابیده !


ادامه مطلب
نوشته شده در 87/04/13ساعت 2:10 بعد از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

دعا

چون اكثر كارها با دعا حل مي شود و معمولا نيازي به فكر نيست، پيشنهادهاي زير ارايه مي شود:
1- كتاب دعايي شامل تمام دعاها براي ارزاني موارد گوناگون چاپ شود:
الف: مواردغذايي - چون دعاي نان بربري ، دعاي پنير، دعاي پياز و ...
2-افرادي براي تطبيق دعا ها با موارد مشابه درنظر گرفته شوند تا تداخلي ايجاد نشود.
3-از افراد چكاچك كه علاقه و مهارت فراواني در نوشتن دارند براي تهيه دعاها استفاده شود.
4-از دولت آقاي احمدي نژاد به خاطر زحماتشان در دعاسازي و تفريح مردم در اين زمينه سپاسگذاري شود.
5-يك نفر به طور خاص براي نفرين براي امريكا و يك نفر براي نفرين به اسراييل در نظر گرفته شود.
6-ستادي براي تنظيم دعا تشكيل شود تا عده اي از اين راه نان بخورند.

* چكاچك ارايه دهنده بهترين هاست*
نوشته شده در 87/04/12ساعت 6:25 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

از جام جم

بدون هيچ توضيحي اصل خبر را براي جوانان نقل مي كنيم:
دراولين‌همايش‌اسلام‌وآسيبهاي‌اجتماعي‌بررسي مي‌شود
چاره انديشي براي مشكلات جنسي جوانان مجرد
دبير اولين همايش اسلام و آسيبهاي اجتماعي از بررسي "مساله غريزه جنسي از سن بلوغ تا زمان ازدواج " و يافتن راهكاري براي اين موضوع در اين همايش خبر داد كه قرار است هفته جاري در تهران برگزار شود. اين همايش 10 تير به مدت دو روز در سالن اجتمالات وزارت كشور با حضور علي لاريجاني رئيس قوه مقننه و عبدالرضا مصري وزير رفاه و تامين اجتماعي آغاز مي شود.

نوشته شده در 87/04/09ساعت 5:0 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

صرفه جویی یعنی این!

این روزها موضوع صرفه جویی در برق موضوع مهمی شده. به شیوه ای که همه، از دولت و شهرداری گرفته تا مردم سعی می کنند تا 10 درصد صرفه جویی کنند و دیگه خاموشی زمانبندی شده نداشته باشیم!!

ما هم که اول تیرماه ساعت 10 شب داشتیم از میدان هفت حوض( یا همون نبوت) رد می شدیم، از صرفه جویی ای که این شب ها انجام میشه عکس گرفتیم. ببینید:

1- بعضی از اصناف با شیوه های جدید، جلب نظر می کردند، تا در حالی که کالا هاشون رو می فروشند در مصرف برق هم صرفه جویی کنند!! اینجوری:


ادامه مطلب
نوشته شده در 87/04/03ساعت 8:54 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

آس و پاس به امتحان مي رود

پس از گذشت چند روز و گذر از ماراتون امتحانت گام به عرصه وبلاگ نویس(یخ نویسی و لودگی )خودمان گذاشتیم البته بازهم غیبت صغرایی خواهیم داشت ان شاا.. اما ذکر نکاتی در مورد این که در این چند روز برما چه گذشت خالی از لطف نیست روزگاری که به سختی آن را پشت سرگذاشتیم همان طور که گفتیم ما به هر چیزی که استعداد داشته باشیم (البته فعلا هچکدامشان نه کشف شده نه شکوفا )در درس خواندن و امتحان دادن اصلا استعدادی شکوفا نمی شود !به آنچه که در این چند روز بر من گذشت توجه بفرمایید!

ادامه در ادامه مطلب!!!                               

ادامه مطلب

نوشته شده در 87/03/30ساعت 7:3 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

خريد از سوپر ماركت

آقايان:
1- ماشين را پارك مي كنند
2- اقلام ليست شده را تهيه مي كنند
3- پول را پرداخت مي كنند
4- ماشين را روشن مي كنند/
خانم ها:
1- ماشين را پارك مي كنند
2- آرايششان را چك مي كنند
3- دوباره ماشين را پارك مي كنند
4- يك بار ديگر ماشين را پارك مي كنند
5- موهايشان را احتمالا مرتب مي كنند
6- وارد سوپرماركت مي شوند
7- با عجله بيرون مي آيند و در ماشين را قفل مي كنند
8 از شيشه ماشين تيپ خود را نگاهي مي كنند
9- از 12 قلم جنس مورد نياز 2-3 مورد كه يادشان هست را تهيه مي كنند
10- سوار ماشين مي شوند
11- مسئول سوپرماركت با عجله براي گرفتن پولش مي آيد
12- ضمن دادن پول زير لب فحش مي دهد
13- ماشين را روشن مي كند
14- به زور از پارك خارج مي شود.
15- 20 متر كه رفته برمي گردد اجناسي را كه خريده توي ماشين بگذارد(دو ماشين جا گذاشته)
16- به عالم و آدم نفرين مي كند.

نوشته شده در 87/03/27ساعت 7:26 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

مبارك باد

ديروز روز ملي گل و گياه بود و روز انتقال خون، روز گل و گياه بر دولت گل و بلبل و همچنين روز انتقال خون بر ملت ايران مبارك باد.

    
  روز ملي گل و گياه                               روز انتقال خون

نوشته شده در 87/03/26ساعت 7:35 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

ده فرمان سيب زميني

به مناسبت هفته محیط زیست، 16 تا 22 خرداد ،وبسایت greenday.ir ،از همه ی وبلاگ ها دعوت کرده تا مطلبی در مورد محیط زیست بنویسند. ما هم ده فرمانی که در نشریه زمین، در این وبسایت قرار داشت رو به شیوه دیگه ای براتون نوشتیم:
1- از کیسه های پلاستیکی دوری کنید. به هنگام خرید، ساک های پارچه ای خو د را به همراه ببرید و به دیگران هم ساک خرید هدیه کنید.
خرمگس: آخه یکی بگه اگه اینکارو بکنیم، اونوقت این همه آدم که کیسه پلاستیکی میسازن یا می فروشن چه کار کنن؟! حالا از شوخی گذشته این کیسه های پلاستیکی تقریبا اصلا تجزیه نمیشن. تازه یه وقتی یه حیوونی هم اینارو بخوره مثل آهو میمیره.
2- بطری های آب رو فراموش کنید. به جای خرید آب معدنی می توانید دستگاه های تصفیه آب روی شیرهای خانه خود نصب کنید. با اینکار هم در از نظر مالی صرفه جویی می شود و هم بار گناهان شما در تولید زباله های پلاستیکی کم می شود.
خرمگس: حالا کو آب؟؟ تو این اوضاع خشک سالی عجب پیشنهادهایی میکننا!! احیانا رو شیر آب باید مخزن ذخیره سازی هم نصب کنیم تا یه مدت آب داشته باشیم!!
3- لباس هایی را که خیلی کثیف یا روغنی نیستند با آب سرد بشویید. با این کار در مصرف انرژی سهم کمتری در تولید گازهای گلخانه ای دارید.
خرمگس: حالا آب گرم وسرد نداره ولی به علت گرانی مجبوریم تاید مصرف نکنیم!!
4-اجازه دهید بعد از حمام موهایتان به تدریج و در معرض هوا خشک شود. سشوارها سالانه مقدار زیادی الکتریسیته در سراسر جهان مصرف می کنند.
خرمگس: فعلا که در مصرف آب،برق، گاز، تاید و.... مجبور به صرفه جویی هستیم!!
5- با کاشت گیاهان در باغچه ها کمی به فکر لایه ازن باشید و از تخریب بیشتر آن جلوگیری کنید.
خرمگس: حالا به فکر لایه ازن نیستید نباشید!! به فکر ویتامین گیری خودتان که می توانید باشید!! با کاشت درختان میوه می توانید سالی یکی دو تا میوه بخورید!!
6- بازیافت کنید تا آینده خود و فرزندانتان در میان زباله ها نابود نشود.
خرمگس: اصلا چه معنی داره زباله ها رو ساعت 9 بزاریم بیرون؟!!از زباله ها دوباره استفاده کنید!!
7- قرار نیست در هنگام حمام کردن در آب شناور شوید. خیلی ها در جهان مجبور هستند به دلیل نبود آب از آب های گل آلود و مملو از لار و حشرات و انگلها برای آشامیدن استفاده کنند. اگر مراقب نباشیم به زودی به آنها می پیوندیم.
خرمگس: یعنی تا آخر سال وضعیت ما اینجوری میشه؟؟!!!
8- تا جایی که می توانید از محصولات ارگانیک استفاده کنید. اگر به فکر زمین نیستید حداقل می توانید کمی به رنج های ناشی از بیماری های لاعلاج ناشی از خوردن مواد خوراکی صنعتی فکر کنید.
خرمگس: فکر کردن به سلامتی و جیب خودتان سبب بهبود وضعیت زمین می شود زیاد به خودتان سخت نگیرید!!
9- خانه شما آنقدر کثیف نیست که برای تمیز کردن آن دریایی از پاک کننده های شیمیایی را به کار برید. شاید خیلی قبل از اینکه تاثیرات مخرب این مواد بر طبیعت ما را نابود کند، دستگاه تنفسی ما به دلیل ورود ذرات این مواد از کار افتاده باشد.
خرمگس: در شماره های قبل توضیح داده شد!!!
10-زمین تنها برای شما آفریده نشده است. حق سایر موجودات را ضایع نکنید.
خرمگس: راست میگه به خدا!! خرمگس ها هم حق زندگی دارن! حق آنها رو ضایع نفرمایید،لطفا!!!

نوشته شده در 87/03/22ساعت 6:57 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

عادت می کنید!

یه استادی داشتیم. (خدا حفظش کنه .البته اگه تا حالا حفظش کرده باشه.) به هر حال این بنده ی خدا یه بار در مورد قانون تو مملکت ما و دنیا گفت که قانون باید هنجار شده باشه تا بعد قانون بشه. مثالی هم زد از این قرار:

قانون ممنوعیت استعمال دخانیات تو اماکن عمومی که می دونید چیه؟

این قانون هم زمان تو مجلس های ایران و انگلیس مطرح شد. که تو ایران تصویب شد ولی تو انگلیس نه. ولی تو ایران اجرا نشد تو انگلیس اجرا شد.

دلیل مخالفت با تصویبش تو انگلیس میدونید چی بود؟

گفتند که اگه ما این قانون رو تصویب کنیم از اونجا که مردم بهش عادت ندارن مجبور به قانون شکنی میشن و قانون شکنی تو موردهای دیگه رو هم یاد می گیرن. بهتره اول تبلیغ کنیم که سیگار تو اماکن عمومی نکشیم بعد قانونش کنیم.

این قانون ها تو ایران زیاده مثل ممنوعیت ماهواره و غیره.

ولی الان دیگه یاد گرفتن چه کار کنن.

حالا این ماجرای خاموشی و جیره بندی برق ،همین جوره. دارن هنجارش میکنن تا بعدش رسمی میشه. زیاد طول نمیکشه. صبر کنید.

خرمگس

نوشته شده در 87/03/15ساعت 12:33 بعد از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

مرده شور را از ياد ببريد

   
امروز در حالی که در حال تخمه شکستن می باشم، پشت کامپیوتر نشستم تا حس طنزی که از ظهر در من ایجاد شده بود را ارضا کنم.(آخه آس و پاس اس ام اسید که : خرمگس ، بطنز.)

من از ظهر تا حالا، (دو سه ساعت شده) دارم فکر می کنم در مورد چی بطنزم. تا به این نتیجه رسیدم که در مورد مهمترین مسایل روز دنیا و مملکت بطنزم.( راستش این ایده چند روز قبل از اینکه مطلب قبلی رو بنویسم به مخیلاتم خطور کرد ولی دیدم اول خودم رو معرفی کنم تا بعدش که این خزعبلات رو خوندید بفهمید که با کی طرفید). حالا اگه گفتبد مهمترین مطالب روز مملکت چیه؟

اگه فکر می کنید شروع به کار مجلسه یا وارد دور جدید تحریم ایرانه و........( یه معلم ریاضی داشتیم می گفت چه فرقی می کنه سه نقطه یا ان (همان حرف بعد از ام انگلیسی) نقطه)، اشتباه می کنید (می خواستم بنویسم کور خوندید ولی دیدم ضایع است واسه همین ننوشتم)، آخه اینا به من و شما چه مربوطه، مگه من یا شما ،نماینده بودیم یا که شدیم، یا از خرپول های معامله کننده با کشور های اروپایی هستیم که تحریم بانک های ایرانی واسه مون دردسر بشه. اگه اینا واسه تون مهم بود که نمی اومدید چکاچک بخونید.

مهمترین مساله مملکت در این روزها پرکاری مرده شورها است.می پرسید چرا؟؟؟؟ آخه ناسلامتی ایام امتحاناته!

به قول آقا مجید قصه های مجید، مرده شورها شخیص ترین و محترمترین آدمها توی یک مملکتن. آخه تا حالا فکر کردین بعد از خدا، امید بچه های مدرسه ای و دانشگاهی به کی باشه؟ به دانش و معلوماتشون که ظرف یک شب به دست میارن یا کتاب هایی که گاهی صاحب فن ترین آدمها ازش چیزی نمیفهمن ویا جزوه های نصف ونیمه و بدخطشون که خودشون که هیچی، معلم واستاد هم چیزی ازش سر در نمیاره یا به استاد ومعلمی که سرکلاس داره فکر کارهای بعد از ساعت درسشو میکنن تا شبشون روز بشه یا حتی معلم خصوصیشون که تو تموم مدت تدریس به فکر پول بعدشن تازه بعضی هاشون (از نوع دانشجو) خودشون هم مشکل شب امتحان رو دارن. به هر حال بیشتر دانش آموزها و دانشجو ها ، آخرش به خدمتگذارترین افراد جامعه یعنی مرده شورمتوسل میشن تا درس یا استاد و گاهی هردو رو ببره و اونا از دستشون راحت بشن.( خدا وکیلی باید خدا رو شکر کرد که دعای بچه ها کارساز نیست، وگرنه کی حاضر میشد معلم بشه). البته به خاطر مشغله ی فراوان چندان کارساز نیست. پس چند توصیه:

1- هیچ چیز دقیقه نودی درست نمیشه( به جز خیلی چیزها مثل فوتبال پیروزی - سپاهان) بهتره که درستون تو ایام سال بخونید و دعا ونفرین ها و حتی کمک خواستن از مرده شور هم در ایام سال شروع کنید. فککر کنم بیشتر پاسخگو باشه.

2- از اونجا که مرده شورها تو این ایام سال خیلی پرکارن مواظب خودتون باشید چون ممکنه اشتباه بگیرن و اونوقت.... پس فعلا مرده شور رو از یادببرید و به جزوه ها تون و خدا بیشتر تکیه کنید.

3- اینکه همش شد دو تا توصیه. اینا رو هم تو متن می نوشتم چی می شد؟ خوب چه کار کنم بیشتر از این طنزم نمیاد.

خرمگس(فعلا)

نوشته شده در 87/03/13ساعت 7:59 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

تا مي توانيد گريه كنيد

امروز برای معدود دفعات نشستم تاخزعبلات خودمان را بخوانم تا ببینم چی به خورد خوانندگان می دهیم که بخوانند حقیقتش در خواندن این مطالب به یک نکته جالب که برایم سوال شد فکر کردم و آن اینکه چه کسی به ما گفته قشنگ می طنزیم که ادعای طنز نویسی داریم باور بفرمایید وقتی نوشته های خودمان را خواندم اشک در چشمانم جاری شد !!دپرس شدم البته برخلاف برخی وقتی ماجرای دختر باز شدن خود را خواندم بیشتر از همه مطالب گریه ام گرفت!!نمی دانم شاید نگاه ما به مطالب پیرامونمان سیاه است و یا شاید راستی راستی مطالب پیرامونمان سیاه و تیره می زند !!ولی به هرروی آدم وقتی از جیره بندی و مسمومیت و جهان سوم و فقرو از این چرندیات صحبت می کند باور بفرمایید لب و لنچه تان را هرچه قدر هم حالت بدهید نمی توانید لبخند بزنید تازه ما را باش توقع داریم تا نیشتان تا بناگوشتان باز شود !!پس تا مي توانيم به حال خودمان گريه كنيم كه گريه اگر دواي هر درد بي درمان نباشد !!مسكن (منظور آرام بخش است نه خانه يا منزل مسكوني بي خودي خوشحالي نكنيد )خوبي براي ما ملت جهان سومي خواهد بود !!

نوشته شده در 87/03/12ساعت 9:29 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

دیکشنری امتحان (قسمت دوم)

در راستای پست نمیدونم چندم، در مورد دیکشنری امتحان سه مورد دیگه باقی مونده بود که به علت های متعدد از جمله اینکه ساعت 6 قرار بود برم جایی که به علت آنکه تازه ساعت 5 و 30 دقیقه یادم اوفتاد و اینکه دقیقه نودی نیستم و معمولا کارها رو به دقیقه 100 به بعد موکول می کنم، اصلا تصمیم گرفتم نرم. و الان یعنی سه ساعت بعدش شروع به نوشتن ادامه اش کردم، حالا شما چقدر بعد از پست فبلی می خونید یا ااینکه اصلا نمی خونید، به من و هیچ احد وناس دیگه ای ربط نداره.

نمره:

تبلور میزان دانش، مهارت و دودره بازی دانشجو، بهانه ای همیشگی برای اعتراض. وسیله ای که استاد با آن چه ها که نمی کند! عاملی که برای به دست آوردن آن دانشجو علاوه بر خر زدن, اعمال شنیع( راستش من خودم هم نمی دونم یعنی چی، اگه شما می دونید بفرستید تا من هم بدونم، اینجا نوشته بود من هم نوشتم) دیگری را نیز باید انجام دهد که قلم در وصف آن قاصر است!

 

سوال:

یک نوع شعور سنج استاد و دانشجو. کلمات نفرت انگیزی که به نوبت وتک تک مثل نیزه در چشم دانشجو فرو می روند و لحظه لحظه او را به نادانی اش واقف تر میکنند.

لو رفتن آن ها به حماسه سازی دانشجویان منتهی می شود. انواع مختلف آن از تشریحی سیانوری تا تستی گوگوری مگوری متغیر است.

 

استاد:

منبع علم،ژنراتور دانش،نیروگاه انسانیت، تبلور دانایی، کوه توانایی، مایه افتخار ما، بابا تو دیگه کی هستی ترین موجود عالم، خود صفا، اند وفا، دارنده انواع و اقسام شفا، ضد جفا، یاری گر ضعفا، معلم الخلفا......(نقطه آخر، نقطه پایانی جمله می باشد، نه جز سه یا ان نقطه)

 

این مطلب تمام شد. و دیگه متاسفانه ادامه ندارد اگه می خواهید ادامه دهید لطف فرموده خودتان بقیه اشو بسازید

نوشته شده در 87/03/10ساعت 12:15 بعد از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

دیکشنری امتحان (قسمت یکم)

این مطالب رو از ماهنامه طنز آوا که تو دانشگاه تربیت معلم چاپ میشه( یا میشد) نوشتم. حالا اونا از کجا برداشتن نمیدونم. البته یه وبلاگ دیده بودم که از این مطالب نوشته بود. چون یادم نیست آدرسش چی بود ننوشتم تو اینترنت هم نگشتم که مجبور به اسم بردن ازش بشم. انشااله پیداش می کنم بقیه مطالبشو می نویسم!تازه ایندفعه دیگه نیازی به رونویسی هم نیست، کپی اند پیست هم کافیه.

     دیکشنری امتحان

تقلب:

یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن و اینکاره بودن شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش وخرمی دارد.نوعی هلو برو تو گلو که با توجه به درجه درایت و تیزی استاد و مراقبان می تواند نوع هلویش از هسته دار و خاردار تا آب هلو با طعم موز و عشق و حال متغیر باشد. یک نوع وسیله درس پاس کن نامشروع....

             


ادامه مطلب
نوشته شده در 87/03/09ساعت 9:23 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

از دزدی تا دودره بازی

در گذر زمانهای بسیار با دزدیهای گوناگونی ممکن است مواجه شده باشیم بعضیها به دزدیهای کلاسیک به سبک فیلمهای اکشن سینمایی علاقه مندند مثلا دوست دارند صاف صاف از دیوار مردم بروند بالا و اگر این وسط یه پلیسی آمد بهشان گیر داد در بروند و گلوله شلیک کنند و برخی هم نه به محض دستگیری به غلط کردن خود اذعان می کنند و می گویند ما مخلص خودت و سردار رادان هستیم و به جان بچه نداشته و زن مطلقه مان کاری نکردیم !این و سط یک عده ای دزدی کردن در خونشان است و دوست دارند بالاخره یه کاری کنند که یک شکلهایی از دزدی باشد اگر از سر راه هم دارند می روند کرمشان این است که یک غلطی بکنند که با عرف جامعه همخوانی ندارد مثلا دو سه تا سیب از میوه فروشی محل بردارند و گاز بزنند و بعد بگویند مزه پرتغال می دهد خوشمان نیامد نمی خواهیم !نمی خریم و لی شاید بازهم بخوریم !عده ای هم دزدیهای باکلاس در حد کلان دوست دارند و اصولا به این با کلاسها می گویند اختلاسگر !! اما چه باید گفت از مدلی که در جهان سوم جز هیچ یک از این دسته ها تلقی نمی شود و آن حق کپی رایت است !!یه مشت بد بخت بیچاره جان می کنندو فلان فیلمی یا فلان متنی یا فلان عکسی را می گیرند و می سازند آن وقت ما جهان سومیها در راستای نیل به اهدافمان (چون به راحت طلبی و ارزان طلبی و چه بسا دودره بازی عادت کردیم آنها را روی یک سی دی در غالب یک فیلم را روی یک روزنامه و یا سایت به عنوان یک خبر می چاپیم (می چاپانیم - این با چاپ کردن فرق دارد منظور چاپانیدن یک فرد است ـ)آن وقت نیشمان تا بنا گوشمان باز می شود که چه انسانهای با هنری هستیم راستش را بخواهید واقعا هم هنر می خواهد!!البته ما به قبر پدرمان (خدا حالا حالاها سایه اش را مستدام بدارد)بخندیم که توقع داشته باشیم با این همه مصائب این یه کارمان درست باشد !!!

نوشته شده در 87/03/07ساعت 11:57 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

چرا مغزها فرار میکنند

اینکه چرا مغزهای ما فرار می کنند سوالی است که سالیان سال (اگر غلط نکنم ۳دهه)دایم از خودمان و کارشناسان و مسئولان ذیربط و بی ربط و غیره و ذالک می پرسیم البته کمتر شده تا در باره اش فکر کنیم از آنجا که ما برای خود کسی شدیم و احساس مغز داشتن بهمان دست داده و می ترسیم از فرار خودمان می خواهیم تا این مطلب را روشن کنیم راستش را بخواهید ما بیشتراز آن که به مغز های خودمان علاقه مند باشیم مغز گوسفند درغالب ساندویچ مغز و یا درشکل کله پاچه صبحگاهی با سیراب شیردان اضافه را بیشتر دوست می داریم و به آنها بیشتر بها می دهیم اینست که من گمان می کنم در پشت مغزهای گوسفندان ما دست عیادی غرب و شرق و در راس ان آمریکای جهان خوار در میان باشد که ما را با همین مغزهای گوسفند سر گرم بخوبخور می کند آن و قت خودش می رود با مغزهای ما ناهار و شام می خورد تازه قربان صدقه اشان هم می رود البته این معضلی است که با گفتن مرگ بر آمریکا حل می شود و زیاد جدی نیست اما مشکل دیگر ما این است که ما مغزهای خود را هم به درستی تشخیص نمی دهیم چرایش بماند برای بعد !! ولی فکر می کنیم این یارویی که اشعارو امثال الحکم روایت می نماید برای خود مخی بوده و ما خبر نداشتیم یا فلانی که درس ریاضی ۲ خودش را یک ضرب پاس کرده است کلا خدای علم وریاضیات ونجوم است ولی آن یکی که دارد تو خودش بازی بازی می کند و چهار تا تیرو تخته سر هم ردیف می کند فکر می کنیم چون خودش تخته اش کم است این کاررا می کند !!تازه فکر کرده ایم با این و ضعیت دانشگاهی موجود هرکه لیسانسش فوق شد دیگر برای خودش خری شده و خود خرش هم فکر می کند خری هست و فرار می کند کسی هم نیست که به گوید آخه خر !!اونجایی که میری خرهم حسابت نمی کنند پس بی خودکی خر نشو بری اونجا خرکی بازی در بیاری!!

نوشته شده در 87/03/01ساعت 10:42 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

آس و پاس با صداقت دختر باز می شود!!!

بیاییم تا به جای سخن گفتن راجع به این همه مسائل در زمینه های مختلف از قهرمانی منچستری پرسپولیسیها تا اجباری شدن تاکسیمترها که معلوم نیست حالا قیمتهای کرایه تاکسی را از کجایش در می آورد تا به دیگران اعلان کند و این که آیا اقدامات اخیر سازمان ملل به نفع کی بوده و یا اینکه بمب گذاری اخیر شیراز کار سلطنت طلب هاست یا جدایی طلب ها صحبت کنیم یک مقدار بحث های خاله زنک بازی را باب کنیم که بسیار با آن حال می نمایم

راستش را بخواهید اگر از وصف حال من جوان آسو پاس بپرسید این جانب جوانی هستم ۴۸ کیلویی با قدی رعنا (که البته گویا زیادی رعناست چون دیگران به من می گویند قناس )-حالا این غناص با چه صین یا غافی است بماند !-و اندر کف دختران بسیاری علی الخصوص در دانشگاه و چه بسا در کلاس خودمان هستم !حالا اینکه این همه دختر خوشکل واقعند خوشکلند یا چشمان من خوشکل می بیندشان هم بماند ولی هدف اصلی این مقال سخن درباره تلاشهایی است که اینجانب علی رغم رعنایی و خوش تیپی خودم در راستای مخ زنی انجام دادم راستش را بخواهید ما از همان اولش تو کف بودیم آن قدر که کف از دهان و لنچه مبارکمان می ریخت انگار که اینها چلو کباب بختیاری هستند و برنج هم کیلویی ۵۰۰۰ تومان نشده !!این است که تلاش بسیاری کردیم تا بلکه یک خری (خواستید بگویید بلانسبت خر ایرادی ندارد)پیدا شود که مجذوب ما شود بنابراین ما که از همه جا بی خبر بودیم و در جریان نیستیم که باید کی چه چیز کرد !از دوستانی که دستشان تو کار و گاهی اوقات هم رو کار بود پرسیدیم که اگرما بخواهیم به فلانی بگوییم "جیگرتو بخورم !"چه کنیم و چگونه ان را ابراز نماییم دوستان مارا راهنمایی کردند و گفتند همه چیز با یک سلام آغاز می شود ما هم کم نیاوردیم و سلام کردن به دختر مردم را امتحان کردیم ملاحضه بفرمایید

 

اولین دختر:

آسو پاس: سلام

دختر:(کله مبارک را عین گاو می اندازد پایین ولی خر نمی شود و راه را ادامه می دهد )

دومین دختر

آسو پاس: سلام

دختر :ببخشید شما من را می شناسید که سلام می کنی؟

تبصره :از آنجایی که دوستان تا سلامش را بیشتر به ما نگفته بودند این دفعه من سرم را عین گاو می اندازم پایین و می روم ...

به ادامه مطلب توجه نمایید!


ادامه مطلب
نوشته شده در 87/02/30ساعت 6:50 بعد از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

آس و پاس !شکسپیر !خاک و آب ودیگر هیچ

یک بادنجان (بادمجان)بادمجوووون !!! هر چه قدر هم که کلفت و گنده و دراز و خوشمزه (بادمجان را عرض می کنم )باشد اگر به ته آن رسیدید و دیدید که تلخ بود انگار که همه آن بادمجان با تمام ابهت و کلفتی اش همین ویژگی را داشته خلاصه هر چیزی که آخرش افتضاح باشد سر و وسطش هر چیزی که می خواهد باشد فرقی ندارد این است که دوست عزیزم شکسپیر می گوید : هر چیزی خوش است که آخر خوشی داشته باشد )به هر حال ما هم آخری داریم این وبلاگ در پیت هم همین طور طنزهای ۹۰ قسمتی درپیت هم اگر تا ۱۷۰ قسمت طول بکشد بالاخره یک قسمت پایانی دارد ولی پایان چه طوری می رسد و نتیجه اش چیست بسیار مهم است اصلا شما نیازی نیست کاری را شروع کنید فقط آن را تمام کنید !!! جدی می گم !! این طوری نه کاری شروع شده هم کاری تمام شده !! خلاصه اگر روزی غلطی کردید تا آخرش پاش وایستید چرا که نقل است مردان خدا ایستاده می میرند !! به هر حال ما هم پایانی داریم پس

اگر بار گران بودیم   هستیم

اگر نا مهربان بودیم    هستیم

تبصره :تا چشمتان کور دندتان نرم !! ما حالاحالا ها قسمت پایان نداریم و هر روز به روزیم که بگوییم نفس می کشیم !ولی این را گفتیم که بگوییم عاقبت خاک گل کوزه گران خواهیم شد اگر هم خاک گل کوزه گر نشدیم مطمئنا زیر خاک می رویم اگر هم زیر خاک نرفتیم زیر خاکمان می کنند اگر هم زیر خاکمان نکردند کله مان را زیر آب می کنند تا بعدش فکری به حال خاکمان بکنند !

نوشته شده در 87/02/23ساعت 8:56 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

پیاز و نان

حکایت ما ایرانیها حکایت همان عروسی است یا دختری است که بالای پشت بام می رود و گلیم را تکان می دهد در صورتیکه گلیم ریگی ندارد و دخترک خودش را می خواسته نشان بدهد . کلا ما در جامعه ای زندگی می کنیم که به همین منوال داریم حال می کنیم دوست داریم و عادت کردیم تا به خاطر کاری که انجام نمی دهیم به هم بگوییم " خسته نباشید" و عرق از جبین خشکیده مان پاک کنیم که ای ول عجب انسانهای باحالی هستیم و  خبر نداریم !!! آقایان در بو ق بوقکشان فریاد می زنند که ما اینیم و ببنید چه ها کردیم و چه ها نکردیم حالا مرض و غرضشان هر چیزی می تواند باشد چه خودنمایی چه رونمایی چه پشتک وارو زدن روی سر ملت که بابا فلان چیز حق ماست و اگر کسی گفت غیر از این است به ارواح قبر پدرش تبسم نموده !!!نمی دانم دیگر باید چه قدر سر بسته حرف بزنم چون کلا سعی دارم با این سربسته بودن سر خود را بسته نگه  دارم ولی خودمانیم تا به حال دقت کرده بودید که هیچ کس نان نیاورده تا با پیاز ما بخورد این همیشه ما بودیم که با نان خود پیاز دیگری را خوردیم و بعد هم فکر کردیم به به عجب پیازی !! اما حقیقت این بوده که فلان کسک محتاج نان ما بود و با پیاز خود مارا خر کرد ! خلاصه کلام آن که در جوامع امروزی اگر دیدید کسی دارد کار خیری انجام می دهد بدانید دارد ادای آن را در می آورد و اگر دیدید دارد فروتنی از خود به خرج می دهد یقین حاصل کنید که خیلی هم آدم پررو و بی معنا و بی منطق و بی شخصیت و بی کلاس و بی پرستیژ و الی آخری است چون هدفش تنها نشانی از خود نمایی بوده که دلمان را به آن خوش کند و سرمان را به آن گرم !!! 

نوشته شده در 87/02/18ساعت 6:48 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

این طنز نیست

 

يك استثناي آفريقايي

 

آفريقا- در آفريقا و به ويژه در منطقه غرب آن، اكثر كشورها با جنگ‌هاي داخلي طولاني يا كودتاهاي نظامي پي‌در‌پي رو‌به‌رو هستند. اما اين منطقه يك استثنا دارد و آن كشور ثروتمند گابن است.

روزنامه انگليسي گاردين در گزارشي در اين باره نوشت؛ عمر بنگو رئيس‌جمهوري ۷۱ ساله گابن از سال ۱۹۶۷ تا كنون بدون هيچ چالش جدي و بدون اعمال زور در قدرت بوده‌است. در داخل كشور آفريقايي گابن، بسياري بنگو را يك نابغه سياسي مي‌دانند چرا كه در تمام اين مدت توانسته در قدرت دوام بياورد.

به قدرت رسيدن او در سال ۱۹۶۷ با ارتقاي جايگاه كشور گابن به‌عنوان سومين توليدكننده نفت آفريقا همزمان شد. او خيلي زود دريافت كه پول در حفظ قدرت بسيار مهم‌تر و بهتر از گلوله عمل مي‌كند.

او زيرساخت‌‌ها و خدمات رفاهي زيادي در پايتخت گابن ايجاد كرد. يكي از دستاوردهاي مهم دوران قدرت او ايجاد يك خط آهن ۴ ميليارد دلاري بود كه يك سوي كشور را به سوي ديگر آن متصل مي‌كند.

در دهه ۱۹۹۰ كشور گابن و دولت بنگو براي مدت كوتاهي گرفتار شورش داخلي شد. اما او خيلي زود با دلارهاي نفتي اين مشكل را حل كرد. يكي از شيوه‌هاي بسيار موفق كاري او در اداره كشور آن است كه مخالفان سياسي را كه آشكارا عليه او و دولت انتقاد مي‌كنند خيلي زود وارد قدرت و دولت مي‌كند.

اما بهترين پست‌هاي كابينه براي خانواده بنگو حفظ مي‌شود. پسر او علي بن بنگو وزير دفاع است و به‌صورت غيررسمي جانشين او هم به شمار مي‌آيد. دختر بنگو هم رئيس كابينه است. خانواده بنگو يكي از ثروتمندترين خانواده‌هاي دنيا هستند.

نوشته شده در 87/02/17ساعت 5:44 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

جفای شهرداری

بعضی وقتا یه چیزایی می شنویم و می خونیم که نمی دونیم چی بگیم، تا می گن شهرداری یاد عوارض و چاله چوله می افتیم و اینکه واقا کار شهرداری چیه، به خبر زیر از روزنامه مردمسالاری توجه کنید: لینک خبر

نوشته شده در 87/02/12ساعت 6:54 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

ببینید

به ادامه مطلب توجه کنید و رویش فشارکی دهید.


ادامه مطلب
نوشته شده در 87/02/11ساعت 6:49 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

پالوده با سوخت امریکایی

روزی روزگاری در شهر کریمان و فضیلان از روی شدت گرمای موجوده تصمیم گرفتیم تا برویم و فالوده ای بزنیم تا روحمان خنک شود و جانی دوچندان بیابیم اگر در جریان باشید فالوده های کرمانی هم برای خود بو وو مزه ای دارند اما از آنجایی که استعمار در این جا هم ریشه دوانده و ما هم پیرو فرهنگ بیگانه بودیم صاف صاف در شهر فالوده کرمانی سفارش یک فالوده شیرازی دادیم تا این رشته سر دراز پیدا کند ! همینطور که داشتیم می خوردیم خنک هم میشدیم ولی خودمانیم هیچ فالوده شیرازی فالوده شیرازی های تهران  نمی شود !اما در همین حال تلویزیونی هم جلوی ما  روشن بود وتحلیل یک مسئله که در هین خنکی سبب شد اقسی نقاط بدنمان بسوزد! مردک قبیح با آن چهره تابلو ایرانی اش در نیویورک از افزایش سوخت و تورم در امریکا می گفت !!انگار نه انگار که ما در شهر ارزانی ها بابت همان فالوده ۴۰۰ ۵۰۰ تومانی پیاده شدیم وای به حال گرانی هایش !و جالب تر آن که از استفاده مردم از وسایل عمومی در امریکا می گفت باز بهتر از پیاده روی به دلیل نداشتن بلیت اتوبوس است!!! من نمی دانم این طرف خبرنگار ه قزوینی بود یا سنگ پای آن جا را گرفته بود که این طور رشته های فالوده ما را با رشته های اعصاب ما قاطی کردو زهر مار شد هر آنچه بخوردیم !خلاصه آنکه همین طور او از وضع بد شیطان بزرگ می گفت و ما هم به ایرانی بودن خود افتخار می کردیم که به به ! چه گل و بلبلی !

 عکس تزیینی است و هیچ ارتباطی با موضوع مطلب ندارد.

نوشته شده در 87/02/10ساعت 6:26 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

سن مناسب ازدواج

بادا بادا مبارک بادا !!

همین دوسه روز پیش یک خبر شنیدم که کلی جا خوردم و رنگ از رخساره ام پرید که چه شد که این طوری شد دلم تاب این همه را نیاورد یکی از بروبچه ها ی خوابگاهی هم سن و سال من قاطی مرغها شدو قد قد کردن را به زبان شیوای کرمانی یاد گرفت!! این خبر به حدی تاثیر گذار و جنجالی بود که شاید اگر خبر دور چهارم تحریمها و یا حمله آمریکا به ایران را هم می دادند زیاد خبرداغ و جنجالی نمی شد!  البته به ما قبلا هم گفته بودند که  خاک کرمان دامن گیر است اما فکر نمی کردیم تا این حد که دامن آدم را به همراه متعلقات و مابقی اش بگیرد ول نکند و در مواقع ضروری پایین هم بکشد !!!این خبر بیش تر روی ریش سفیدان خوابگاه که درد هجری شنیده اند که مپرس تاثیر گذار بوده است به طوریکه که آنها را مجبور به اذعان کردن این مطلب کرد که بابا ما خودمان خواستگار داریم جواب رد بهش دادیم اینه که مجرد سیر می کنیم !!اما حقیقت امر چیز دیگری است و آن سوزش بینی و غیره و ذالک است که با این عنوان همراه می شود  و با این مضمون "ببین مرتیکه زن گرفت خاک بر سرما که بهمون زن ندادند!"نقطه قابل توجه این که در کشور ما هیچ گاه نمی توان در سن نرمال زن گرفت چون دوره سنین نرمالی یک پسر برابر با زمانی می شود که دوران دانشجویی و سربازی به پایان رسیده و دوره کار کردن آغاز نشده است در واقع سنین مناسب ازدواج دقیققا نامناسب ترین زمان ازدواج و آن برهه چند ساله بیکاری دنبال کار گشتن و تثبیت کار  است بنا بر این اگر دوستان می خواهند تا در سنین بالای ۳۰ سال ازدواج نکنند از همین ۱۸ ۱۹ سالگی دنبال خر کردن دختر مردم باشند که در غیر این صورت آنها را خر نمی شود کرد هیچ خود پسران(ما) هم عرعر کردن یادشان(یادمان) می رود!!!

کار زیاد سختی نیست اگه دانشجویی حال می کنید همه چیز با گرفتن یک جزوه آغاز با خوردن یک پیتزا تداوم و با گفتن یک بله تمام می شود !!!

نوشته شده در 87/02/09ساعت 8:49 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

دقت کنیم

کار ما خیلی بد است که گیر داده ایم به رانت خواران و مفسدان اقتصادی، به دور و برمان نگاهی بیندازیم، می بینیم محبوبانمان چطور زندگی می کنند به اتومبیل محبوبان دل مردم توجه کنید:

۱-محمدرضا گلزار --- BMW

۲- محمدرضا شریفی نیا --- زانتیا و سیناد

۳- مسعود ده نمکی --– پژو 206

۴- پرویز پرستویی –-- پرشیا

۵- بهرام رادان --– لندکروزر

۵- پوریا پورسرخ --– پاترول

۶- علی لهراسبی --– پرادو

۷- کامبیز دیرباز –-- کوراندو

۸- محمد اصفهانی --– تویوتا کمری و سوناتا و پژو 405

۹- سید جواد هاشمی --– آزرا

۱۰- فیروز کریمی –-- آزرا

۱۱- امین حیایی –-- رنج رور  

۱۲- حسین رضازاده –-- ماکسیما

۱۳-رضا رشیدپور --– تویوتا کمری

۱۴- محمدرضا فروتن --– پژو 206

۱۵- نیکی کریمی –-- پاترول

۱۶- شهاب حسینی --– ریو

۱۷- محمود شهریاری --– ماکیسما و ماتیز

۱۸- امین تارخ --– پرادو

۱۹- مهدی سلوکی –-- پرشیا

۲۰- حمید گودرزی --– سانتافه

ادامه ماشینها درادامه مطلب!!


ادامه مطلب
نوشته شده در 87/02/05ساعت 6:55 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

اندر احوال مثل های مرغی

تست مرغ شناسی

چرا مرغ همسایه غاز است:

۱.چون واقعا مرغ همسایه غاز است !

۲.غاز حیوان نجیبی است در قفس هچ کسی کرکس نیست !

۳.غاز هم نوعی مرغ است که رنگش کرده اند به نام غاز قالب می کنند

۴.مر غها از غاز بهترند و این که دلیل نشد

چرا مرغ بعضی ها یه پا دارد :

۱.چون دلشان می خواهد تا یک پا داشته باشد به احدی هم ربط ندارد

۲.چون اگه یه پا داشته باشد مرغه راحتتر می تواند  راه رود

۳.چون دوست دارند لی لی بازی کنند و شتر سواری دولا دولا نمی شود !

۴. حدس بزن !

 برای پاسخگویی به همه تستها ادامه  مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در 87/02/02ساعت 9:14 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

بدبختی های آمیرزا

1-سرویس ADSL پارس آنلاین بسیار کند است و مرتب dc مي شود پشتيباني پارس آنلاين پاسخگو نبود چون تعداد USER هايشان زياد است و پهناي باندشان جوابگوي مشتريان نيست من  مجبور شدم از جاي ديگري ADSL را تامين كنم.

2-به آس و پاس گفتم تو اين مدت تو به روز كن ،اونم بي طاقت شد و ناله كرد كه من نمي توانم به روز كنم و اين سخت است، نمي دانم اين بشر سردبير اين مجموعه است يا شخصي كه فقط غر مي زند كه البته غر زدن هم كار مفيدي است، در مملكت ما هستند افرادي كه عرضه غر زدن هم ندارند.

3- خسته و درمانده از وضعيت افتضاح پارس انلاين و غرهاي مكرر آس و پاس به بدبختي هاي خودم فكر مي كردم كه به نتايج مهمي دست پيدا كردم:

الف- ما انسان هاي ناشكري هستيم، وضعيت گل و بلبل است.

ب- اگر بخواهي بر اساس پولي كه هزينه كرده اي خدمات بخواهي آدم بدي هستي

پ- هر كس هر كاري دوست داشت مي تواند بكند، كافيست ببيند مقداري از طرفش بالاتر است

ت-اگر به جايي برسي كه نداني چه كني دوستانت تمام تلاششان را مي كنند تا اصلا به جايي نرسي

ث-اكثر كساني كه دم از سرويس دهي و خدمات بهتر مي زنند و يا ظاهر خوبي دارند اينجور نيستند و تا جايي كه بتوانند با نوع رفتارشان به آدم مي نوازند

امروز كه ADSL را از جاي ديگري تهيه كردم مي توانم به دوستانم سري بزنم.

 

نوشته شده در 87/01/29ساعت 6:34 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

ضدحالهاي آس و پاس

براساس چند داستان واقعي !!

ضد حال يعني....

وقتي منتظري رفيقت را به خاطر اينكه تيمش ۴ تا گل خورده  فردا دستش بندازي تلويزيون را روشن كني و ببيني تيم خودت هم ۴ تا گل خورده!!

ضد حال يعني....

وقتي با دوست دخترت توي ماشين نشستي و كلي كلاس واسش مي زاري كه بدون تو مي ميرم من وتو واسه هم ساخته شديم وهيچكي نمي تونه من و تو را از هم جدا كنه و تا پاي مرگ به پات نشستم  پليس بهت گير بده و وقتي پرسيد خانم چيكارتونه بگي : مسافرمه!

ضد حال يعني....

وقتي دانشگاه تهران تو صد متري خونه تونه هزار كيلومتر راه بياي كرمان درس بخوني!

ضد حال يعني....

وقتي دختري را كه دوستش داري بياد بهت بگه عاشق پسربغل دستي ات سر كلاسه و بشي دلال يه پيوند فرخنده!

ضد حال يعني....

وقتي رفيقت يه شكلات را به اسم مرام بهت ميده مي خوري آخرش بگه ۱۲۵ تومن پولش بود !

ضد حال يعني....

وقتي به خاطر چاقي به يكي بگي كوفته قلقلي بهت بگه ماكاروني !

ضد حال يعني....

وقتي ملتت توي دور سوم تحريم قرار بگيره جشن ملي برات بگيرن!

ضد حال يعني ....

ازبين اين همه اسم مستعار مجبور بشي آس و پاس را براي خودت انتخاب كني  

نوشته شده در 87/01/27ساعت 10:11 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

آس و پاس مخ می زند !!

بر اساس یک داستان واقعی !!!

همه ماجرا از آن روزی شروع شد که ما تریپ آقایان را گرفته بودیم و سر کلاس دانشگاه بنشستیم می شود گفت در سر کلا س دو ردیف از جناح راست و دوردیف از جناح چپ خالی بود که ناگهان دختری خوش سیما با قدی رعنا و صد البته دلربا صاف صاف همه ردیفهای خالی را ول کرد و با لبخندی و سلامی در کنار ما نشست گفتم تبارک ا... مثل اینکه پرنده خوش بختی گوش شیطون کرو چشم شیطون دربیاد از حدقه!! آمده روی شانه ما لانه کرده که برایمان چه چهه بزند ! از شما چه پنهان که ظهر هم غذای دانشگاه قرمه سبزی بود و به مزاج گوارشیمان نساخته بود و گلاب به رویتان بادی در دل پیچیده بود که هر آن به سویی می وزید ما که شرایط را برای طوفانی کردن این باد مناسب نمی دیدیدم در روی صندلی مرتب بالا و پایین و چپ و راست می شدیم و هی این ور آن ور می کردیم دخترک که می پنداشت تن ما می خارد و لمکی به سمت و سوی ما سوق داد و از با شخصیت بودن ما سخن میگفت (سخنان استاد ودرس دادنش در این مکالمه ها نقشی ندارد)ما هم لبخندی به تشکر و البته به دردی از روی دل به او زدیم که عجب چیزی بودی  و ما خبر نداشتیم !!همین جاها بود که دلمان طاقت دلتنگی نیاورد و هرچه زور زدیم که در نرود در رفت!!(باد را عرض می کنم )و دریای عشق  مادونفر در یک آن دچار تلاطم و امواج سهمگین شد . بیچاره دخترک مانده بود چه بگوید ما هم کم نیاوردیم و گفتیم "داشتی شخصیت را ؟" و سخن و کردارو چنین صدایی همانا و قه قهه دخترک همانا و ننشستنش پیش ما هماناو وصف خاطره آن روز همانا و آبروریزی ما همان ! بعدها فهمیدیم که کبوتر خوشبختی روی شانه ما نشسته بود اما نه برای آشیانه کردن !! نشسته بود روی شانه پیراهن  ما  گند بزند و برود!

و صد افسوس از شخصیتی که با یک باد به باد رفت!!

نوشته شده در 87/01/26ساعت 9:4 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

خبرگزاری ها

   
 ایتکا  ایسکانیوز  ایسنا ايسجا  ایرنا  ایلنا آنا
ايونا ايکنا

ايانا

ايپنا پانا  سینا  شانا
 شبستان  فارس  قدس  مهر-رجا موج  میراث فرهنگی خبرنگاران جوان
شهر واحد مرکزی خبر بی بی سی فردا -       گویا شریف نیوز بازتاب-امروز آفتاب-آلمان

 آنچه در بالا می بینید ، لیست (و لینک)کامل خبرگزاری ها است، ۳۱ خبرگزاری فعال وجود دارد که ظاهرا باید تمام اخبار و رویدادها را پوشش دهد، اینکه پوشش نمی دهد، دو فرض را در ذهن می گذراند: ۱- ما توجهی به اخبار نداریم. ۲- خبرگزاری ها هیچ توجهی به ما ندارند. در هر دوصورت ما از دنیا بی خبریم. دنیا هم از ما بیخبر است. نتیجه آن می شود که می بینیم. نتیجه بی خبری است و بازار گرم شایعه.

در ادامه لیست (ولینک) اکثر روزنامه های سراسری ایران را می بینیم، آیا نمی توان با کمی دقت از سوی ما و کمی احساس مسئولیت از سوی اصحاب جراید ، آگاهتر زندگی کنیم؟

ابتکار   ایران تهران تایمز جوان خراسان فرهنگ آشتی
ابرار   ایران دیلی     رسالت  قدس
اعتماد آسیا الوفاق جام جم حمایت سرمایه کاروکارگر
آفتاب یزد   بازار کار   خانه ملت شرق کیهان
آفرینش اطلاعات توسعه جمهوری اسلامی خبر صدای عدالت کارگزاران-راه نو
اعتماد ملی   جهان اقتصاد حیات نواقتصادی دنیای اقتصاد صبح اقتصاد مردم سالاری
اقتصاد پویا ایران ورزشی جهان فوتبال خبر ورزشی نود عصر اقتصاد پول
    همبستگی همشهری هموطن سلام جهان صنعت سلامت

نوشته شده در 87/01/22ساعت 6:30 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

چگونه خوابگاهی آرام داشته باشیم:

تقدیم به همه دانشجویان خوابگاهی

داشتن محیطی سالم و آرام در خوابگاهها به ویژه خوابگاه پسران مستلزم رعایت برخی نکات کلیدی و اساسی است که در چند مورد لزوم داشتن آن بسیار اهمیت دارد عمده این مشکلات شبها و در هنگام خواب روی می دهد که امید است با نگاهی اجمالی به ان بتوانیم از بروز حوادث غیر مترقبه که عمدتا تلفات جانی ندارد اما تا بخواهی تلفات روان پریشی و... به همراه دارد جلوگیری نمایید برخی از این نکات بدین شرح است:

.1.جان هر کی که دوست دارید از پوشیدن جورابهایی با تولید بوهای مشمئز کننده خودداری کنید و از انجایی  که معمولا سرهای ما مقابل بینی بغل دستی مبارکمان است در هنگام در آوردن جوراب آن را بالای سر خود نگذارید!و از پرت کردن آن به هرشکل ممکن جدا خودداری کنید و در غیر اینصورت جای آن را بدانیدتا صبح کمتر دنبال لنگه جوراب خود باشید .

2.برای گفتن خاطرات و بحث و تبادل نظر راجع به مسائل گوناگون در زمینه های مختلف از مسائل اخیر خاورمیانه گرفته تا خالی بندیهای معمول و قمپز در کردنهای بی مورد ساعتی به غیر از نیمه شب را انتخاب کنید یا لا اقل آنها را با آب و تاب کمتری تعریف کنید تا اگر کسی جسارتا قصد خوابیدن کرده از کلمات شیوایی برای خاموشی شما استفاده کند .

3.از پریدن بر روی سرو کول یکدیگر و ایجاد هیجانات بی مورد پرهیز نمایید و اگر از انجام این کار معذورید به هیکل طرفی که قرار است جان مبارکشان  بالا بیایدنگاهی اجمالی از روی ترحم هم که شده بیاندازید مباداهیکل نحیفش زیر کوهی از افرادی تنومند با کاشیهای خوابگاه یکسان شود .

4.برای خوابیدن به موسیقی های کمتری قناعت کنیم تا برای بلند شدن از خواب از موسیقیهای بیشتری استفاده نشود .

5.سعی کنید تا در هنگام ضرورت از تشکها به عنوان خواب استفاده شود و از آن به عنوان آلتی در جهت خوابانیدن سایر دوستان استفاده ننماییم و کمتر تو سر وکله هم بزنیم همچنین از انداختن آن برروی شخص مورد نظر و سپس خوابیدن یا نشستن روی تشکها پس از این عمل اکیدا خودداری شود!!

6.برای داشتن محیطی دوست داشتنی نیاز به همبستگی و اتحاد ملی است پس گویشهای دیگران را کمتر تقلید کنیم و به زبان خود حرف بزنیم تا احیانا لهجه های شیرین خودمان یادمان نرود در ضمن جهت رجز خوانی کرمانی ویزدی و تهرانی و شیرازی راه نیاندازیم و به اعتقادات شهری گویشی هم احترام بگذاریم و از جنگهای فرقه ای دوری کنیم .

نویسنده: آس و پاس

نوشته شده در 87/01/19ساعت 7:17 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

روز کاری و بیکاری!!

و اولین روز کاری سال فرا رسید....

البته ممکن است این اولین روزکاری برای خیلی ها قبل تر رسیده باشد و ممکن است برای خیلی ها نرسیده باشد!اما اصلا این چیزها مهم نیست مهم کسانی هستند که فعلا یعنی تا اطلاع ثانوی روزکاری خاصی ندارند و به دلایل مختلف از انجام هر گونه کاری معذورند که عمدتا برای جوانان دلیل آن نبود سابقه کاری است که حالا این سابقه کاری را باید از کجایشان در آورند هنوزهم در پاره ای از ابهام به سر می برد!!! .عمدتا بیکاری مشکلی نیست که آسان نشود به عبارت دیگر بیکاری کلاخود به خود  با آسانی عجین شده است وتنها مشکلش همان آسان بودن زیادی اش است که البته این آسانی کاری هم با مشکلات روحی و روانی که برای فرد به وجود می آورند حل می شود بنا براین ما درواقع با یک دورباطلی دست به گریبان هستیم که از مشکلی به آسانی و از آسانی به مشکل بر می خوریم که می توان به این شکل معضل بیکاری را حل شده دانست ! از طرف دیگر به امید ظرفیتهای چاپانیده شده دانشگاهی نیز می توان نشست تا همین طور لیسانس و به تازگی فوق لیسانس بریزیم بیرون و بعد هم طرف با داشتن مدرک دکترا در رشته "شناسایی کرموزمهای اندامهای تحتانی گیاهان!!" در به در دنبال یه کاری باشد تا تو سر بدبختش نزنند که طرف دکتر است و خبر مرگش جلوی تلویریون نشسته و کانال عوض می کند یا می نشیند چکاچک می نویسد!! (البته ما هنوز تز دکترایمان را ندادیم این است که این طوری است )!!

 

نوشته شده در 87/01/14ساعت 2:17 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

سیزده بدر

درسنت ایرانیان چیزهایی وجود دارد که بدر می شود و چیزهایی هم هست که به تو می رود.

یکی از مواردی که به در باید برود سیزدهم فروردین است اینجوری:

بعضی وقت ها هم هست که سیزده به تو می رود، مثلا موردی پیش می آید که مواردی داخل می شود، مثلا رییس جمهور محبوب ، ما را توی انرژی هسته ای می کند که البته خواست مردم ایران هم هست ، اینجوری:

انرژي هسته اي ......

در این رور باید حتما برویم بیرون شهر، اینجوری:

سيزده به در

والبته اگر مشکلی پیش آمد، امداد می آید، اینجوری:

موردی که باید حتما رعایت شود گره زدن سبزه است که باید به دقت انجام شودو در صورت لزوم از دیگران کمک گرفته شود، اینجوری:

یکی از دوستان هم وبلاگی داره و درباره سیزده بدر نوشته، اینجوری:

خوب اینجا را فشار بده با موشوارت!!!

برای تمام شما که مواردی را داخل و یا مواردی را خارج می کنید، همانطور عکاس ها و کاریکاتوریست محترم(و البته نامعلوم)ی که ما را در تهیه این مطلب (کاملا سرقتی )یاری کردند، سپاسگزاریم.

سال خوب و پر برکتی را برای ایرانیان و فارسی زبانان سراسر جهان آرمان داریم. 

نوشته شده در 87/01/13ساعت 6:50 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

جامعه شناسی کنکوریها

همیشه عید های یک سال بود و هست که با بقیه عیدها فرق می کنه این عید را می توان همان عیدی دانست که ماها کنکوری بودیم و نه از نوروز و تحویل سال چیزی  می فهمیدیدم نه از عید دیدنی و نه از فیزیک و ریاضی !!! خیلی از ما از کنکور فقط ترسش و یاد گرفتیم . امسال نوروز هم تموم شد اما خیلی از همین کنکوری ها تموم شدن نوروز یا شروع شدنش بر خلاف همیشه  براشون زیاد فرقی نداره اما بیایید تا نگاهی کوتاه داشته باشیم به کنکور و تاثیرات منفی آن . عمدتا روان شناسان  رفتار کنکوریها را به شش دسته تقسم می کنند  که در زیر اشارات کوتاهی به آن می شود :

1. دسته اول کسانی هستند که علاقه زیادی به تغییر چهره دارند بعضیها کلشون را تیغ می کنند تا اراده اشون را برای درس خوندن به سبک فیلمهای جمشید هاشم پور نشون بدن هرچند عمدتا درس خوندنهای  این افراد مثل همون فیلمها خالی بندیه !! البته این وسط دخترها هم موهای گیسو کمندشون را پسرونه کوتاه می کنند که بگن وقت نداریم موهامون را افشون کنیم !!

2. دسته دوم از افراد به دلیل فشار شدید روحی وارد اومده به اونها خلق و خوی  سگی پیدا می کنند که معمولا دوست دارن آدمهای دورو برشون را گاز بگیرند و یا پاچه ملت را بجوند . لازم به ذکر است که این عده از افراد در پاسخ به سلام اطرافیان پارس می کنند !! بنابراین توصیه می شود تا حتی المقدور از این گروه از افراد فاصله معقول را بگیرید

3. دسته سوم   معتادان به نام نویسی در کلاسهای مختلف و کنکورهای آزمایشی هستندو از میان این افراد گویا جنسهای  آق کاظم قلم چی جنس از همه مر غوبتر و گرانبهاتر است

4دسته چهارم  از افراد با خودشان حرف می زنند تو خودشان می خندند و در مراحل حاد این افراد بعضا جلسات پرسش و پاسخ محرمانه با خودشان می گذارند و بحثهای بسیار گرمی را در تنهایی به راه می اندازند که البته معمولا این گفتگوها همچون بحثهای هسته ای ایران بی نتیجه به پایان می رسد و گاهی هم  مذاکراتشان با خودشان به دور بعد کشیده می شود .

5. دسته بعدی کسانی هستند که به زندگی مرتازی روی می آورندو با یک نخود روز خود را شب و شب خود را تا صبح سر می کنند چون معتقدند وقت خوردن غذارا پیدا نمی کنند

6. دسته آخر گروهی هستند که  به ظهور ارواح وپیش گویی روی می آورند و وشبها در خواب به کشفیات بزرگ دست می یابند و معادلات دیفرانسیل وانتگرال را حل می کنند و اشعار خواجه نظام الملک بهبهانی و شمس الملوک تبریزی را مثل بلبل از بر می کنند ..

در پایان گروه چکاچک برای همه کنکوریهای عزیزآرزوی صبری جزیل عمری جمیل و وزنی ثقیل دارد.

 

درتصویر فوق یک عکس دسته جمعی از گروهی از کنکوریهای دسته  دوم را مشاهده می کنید

نوشته شده در 87/01/12ساعت 1:54 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

رقصیدن و فواید آن

چرا بدن ما به رقصیدن احتیاج دارد. 

                        

از آنجایی که ما در جامعه ای قر پرور زندگی می کنیم و حرکات دورانی کمرمان بسیار است ونمی دانیم آنها را کجا بریزیم نیاز مفرطی به توامان شدن موسیقی های "دمبلی دیمبو" با جنبش استخوانهای پایین تنه(لگن خاصره ) و لرزاندن استخوانهای بالاتنه (لرزش سینه )را در خود احساس می کنیم.اما از آن جایی که رقصیدن گهگداری مشکل شر عی پیدا می کند زین پس به جای این واژه از حرکات موزون استفاده می کنیم اما چرا این حرکات در جامعه ما بسیار مفید بوده و از لحاظ اجتماعی و سیاسی بسیار مهمند زیرا :

1. این برنامه ها برای تنظیم "آیرو دینامیک" بدن بسیار مناسب بوده است و برای تناسب اندام به ویژه برای خانمهای دم بخت کاربردی اند.

2.دراین حرکات چارچوب قانون و موازین به همراه شئونات آن حفظ شده زیرا تمامی قرهای کمر با حجاب کامل و هرگونه حرکات دست و پا با پوشش معقول صورت می گیرد.

3.تمامی رقصها هدفی به جز مبارزه با هجوم فرهنگ غرب و ترویج فرهنگ شرق را ندارد چون یا بابا کرمی اند یا بندری!! و اگر دیگر خیلی طالب معاشرت با فرهنگ بیگانه باشیم از موسیقیهای آسیای شرقی هندی و ترکی و عربی هم بهره برده ایم و حتی المقدور از نوای دلخراش آهنگهای" متال" پرهیز می کنیم تا مشت محکمی هم به دهان استکبار زده باشیم و در حماسه های پرشور حرکات موزونمان  (پارتی های دسته جمعی و یا مراسم عروسی  )به این طریق بگوییم مرگ بر آمریکا !!!.

.4 این حرکات اعتماد به نفس خاصی در همه ما به دلیل برخی از مضامین  خاصی که در برخی از ترانه ها از جمله " خوشکلا باید برقصند " ایجاد می کند  .

5.انجام اینگونه حرکات برای ترک اعتیاد مبارزه با بیکاری، و جلوگیری از فرار مغزهاصورت می گیرد .

6. برای حرکات موزون از آهنگها ی صادره وزارت ارشاد هم استفاده می شود تا حمایتی از خواننده های داخلی باشد .

نتیجه گیری کلی :انجام حرکات موزون نه تنها حرام نیست بلکه مستحب است و اگر کمی دقت بیشتری کنیم بسی بسیار واجب است !!!

نویسنده : آس وپاس

نوشته شده در 87/01/08ساعت 8:32 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

چگونه یک مدیر موفق شویم (قسمت دوم )

 ادامه از قسمت پیشین ...

راههای زیر را برای موفقیت امتحان کنید

     ۱. همیشه و در همه حال به منشی خود اطلاع دهیم که اگر کسی با ما کار داشت بگوید  جلسه داریم این کار به  بهبود کلاس کار و دک کردن ارباب رجوع کمک  بسیار می کند .  البته نوع جلسه گذاشتن های ما بستگی به ارباب رجوعها هم باید داشته باشد این که اگر دیدیم طرف مقابل "کار درست "هست و قرار است یه نون و نوایی از این طریق به ما ببرسد یهویی جلسه را تعطیل کنیم و افراد نداشته جلسه را به یه جای نامعلومی بفرستیم و از طرف مقابل دعوت کنیم بیاید دراتاق و تازه کلی منت هم سرش بگذاریم که جلسه امون را تعطیل کردیم که فلان....

  ۲.از آنجایی که بیشتر اوقات ما در بیکاری به سر می بریم از اصول کاموا بافی و یکی زیر یکی رو آگاهی داشته باشیم تا هم صرفه اقتصادی را در نظر گرفته باشیم هم هزینه فرصت را و هم همسر داری .

   ۳.   از آنجایی که خالی بندی مالیات ندارد و به عبارت دیگر معاف از مالیات است در هر جایی که می رویم حتما از آن استفاده کنیم و از طرحهای نداشته و کارهای نکرده امان حرف ها بزنیم و از خودمان چیزی بسازیم که همیشه آرزویش را داشتیم .

     ۴.از دیدگاههای دیگران و نظرات آنها حتما به اسم خودمان استفاده کنیم و آخرش هم بگوییم که اگر من نبودم چی می شد. .     

۵. اگر  برای کارهای فردا و پس فردایمان برنامه خاصی نداریم برای خود برنامه های بلند مدت 20 ساله بگذاریم چون آن موقع تا 20 سال وقت داریم و کسی اگر گیر داد که چرا کاری نمی کنید  از چشم اندازهای آتیه ای که هنوز کسی ندیده است خاطرات تعریف کنید!!!

 ۶.  اگر کار خاصی هم انجام نمیدهید تا می توانید برای خود هیئت مدیره و تشکیلات راه بیاندازید و ترجیحا از چند منشی خوش پوش ـ جیگر و بلا ترجیحاـ(حداکثر سه منشی نه بیشتر ) استفاده کنید و معمولا موبایلهایتان را هم اشغال بگذارید و بگویید به اینترنت وصلید !

   برای اینکه بگویید مدیر مردمی هستید و از قشر مستضعف جامعه از کت و شلوارهای آب رفته استفاده کنید و یقه پیراهنتان را صبح تا صبح به یه دیگ سیاه بکشید تا بگویید که دارید برای کار کردن عرق می ریزید و وقت شستن پیراهنتان را ندارید همچنین دیر به دیر به حمام بروید و بگویید چون در منطقه محروم زندگی می کنید و آب ندارید و باید به سبک تهران قدیم از تشت و سطل برای شستشو استفاده کنید و آب را از قنات فراهم کنید واز شستشو تا حد امکان پرهیز می کنید

          و برای آنکه محبوبیت و مردمی بودنتان خیلی بیشتر شود برای خوشبو شدن از گلابهای مانده عید چهار سال پیش استفاده کنید و آن را به سر روی خود بزنید به طوریکه کسی نتواند به دلیل خوش بویی مفرط به شما نزدیک شود و آن گاه این را به حساب رئیس و مرئوس بودن بگذارید

چگونه از مدیریت دل بکنیم :

همیشه دل کندن از چیزهای قشنگ باعث دل تنگی است اما همیشه به آن عادت می کنید اگر روزی قرار شد تا کسی به جایتان بر مسند قدرت بنشیند و  با کمال خوشرویی پست خودرا به او بدهید  اما همیشه سعی کنید تا در ادامه راه به طوری که او متوجه نشود چوب لای چر خش بگذارید و زیرابش را به طرق موزیانه ای بزنید  و اگر هم همیشه داغ مدیر بودن به دلتان ماند و همیشه با کت و شلوار کارمندی به سر کار بروید به جای زیراب زنی مدیر از زیراب زنی همکارانمان بهره ببریم .

امضا:ب

نوشته شده در 87/01/06ساعت 12:1 بعد از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |
درباره سايت

معنی چکاچک: حرف یا سخنی که بر سر زبان ها بيفتدو مردم به همديگر بگویند- پچ پچ کردن - درگوشي صحبت كردن

************************
پایه گذاران وبلاگ:
آمیرزا(نویسنده)
آس وپاس(سردبیر)

***
همكاران:
خرمگس(نويسنده)


واپسين نوشته ها
ما شما را بجای خندیدن به اندیشیدن دعوت می کنیم
عید بی عیدی !!
عید شما تسلیت!!!
نفت بهتر است یا انرژی
انگولک به تیتر خبرها
چگونه معتاد شویم
پسر خاله كانديداي رياست جمهوري مي شود!
چرا این قدر زنان ما بی عرضه اند !!!
منوچهر احترامی
از فرهنگسازی تا جنبش نرم افزاری !!
گفتگو با امیدی که هوا شد !!!
چکاچک 2 به مناسبت نخستین سالگرد شکوهمندش!!
آخر داستان
چهل سال بعد با سازنده برجهای تجاری
چکاچک زنده است تا....
سه‌راه‌برای‌افزایش‌بازدیدازوبلاگ‌ به‌صورت‌غیرطبیعی
تبعض یا فقر سینمایی
چیزهای مهم
حق پدری
لرزيدن موارد آويزان
شل کن سفت کنی ایرانیها
روانشناسی دخترها :
چرا بعضیها روی بعضیها سوار می شوند
مزايده- مزايده
تفاوت زن و مرد
از بولدوزر تا کیهان !
عدم حضور حسین رضازاده در المپیک چین باعث صرفه جویی شد.
خبرهای چکاچکی
نامه سرگشاده
شهر باستانی شوش از هتل سازی تا محل تجمع معتادان
آمار

شمار عزيزان بازديدكننده :

پيوند سايت
سمپاديه
 
هنرنزدايرانيان‌است‌وبس
 
كشور جشن ها
 
نـــنـــه شــهـــرزاد
 
كيش مهر
 
عاشق غم
 
داوطلابانه
 
درد دل هاي من و خدا
 
انجمن شاعران مرده
 
عاشقانه
 
دل نوشته ها
 
حضرت عشق
 
كتاب كودك
 
آسمان آبي
 
افق كور
 
آگاهي؛‌خورشيدواره‌‌برذهن‌انسان
 
روانشناسي - مشاوره خانواده
 
پایا
 
براي شهرم كاشان
 
my love
 
اي طنز
 
زماني براي بودن ...
 
آرام ولي ساكت
 
ويلاي عشق
 
خبر سياسي
 
آخرين عشق
 
روستاي نيور
 
عاشقانه
 
سارونا
 
حرف دل
 
شب خاموش
 
majidcartoon(كاريكاتور)
 
نابيناي عاشق
 
دفترچه خاطرات
 
mohsenmalekee(كاريكاتور)
 
شبح آيينه پوش
 
نـوادگـان كـوروش
 
روابط عمومي برتر
 
29روزمانده‌تاخودم
 
كاملا شخصي
 
بندرعباس
 
يادداشت هاي يك غريبه آشنا
 
طنزنوشته‌هاي‌سعيدترشيزي
 
مولاناومولاکمشیـخ کشک الدین بدپیــله
 
2 آتيشه هاي پرسپوليس
 
پسر آسموني
 
نقش هاي ناتمام
 
dragon(اژدها)
 
نقش هاي ناتمام
 
آوای آزادی
 
مرواريد سياه
 
جانا تو قلب مايي
 
پارسيتا
 
جاودانان
 
آمستريس
 
كوروش جاويدان
 
من كيستم؟ما كيستيم
 
فرهنگ و هنر
 
تاريخ ايران و جهان
 
چاپ دوم
 
امپراتور
 
صفر عاشقي
 
آخرين عاشق
 
عكس@دانلود@خبر@مبايل
 
ناگفته ها
 
ايران بزرگ
 
تحفه درويش
 
عشق عاشقانه
 
مردم شناسي
 
انديشه هاي پارسي
 
ترفند،مطالب طنز،داستان،sms،کلیپ،عکس
 

 
روان نويس روان مي نويسد
 
از همه چيز از همه جا
 
رپ فارسي
 
شاه فينقيلي
 
سياسي
 
دريا در من
 
حرف دل
 
يادداشت هاي من
 
آشنايي با بدنسازي
 
فقط عکس
 
حرف هاي نگفته من...
 
پلاك 16
 
صداي پاي زندگي
 
باحالترين‌جوك‌هادربرمودا
 
جک‌واس‌اماس‌وآفلاین
 
روياي سپيد
 
پژواك
 
پاتوق دختر پسرا
 
روياي سپيد
 
طنزوفكاهه‌علي‌اصغركمالدار(غمين)
 
مردم شناسي
 
طنين تنهايي تو
 
شاپرك من
 
صداي پاي زندگي
 
خلق‌مي كنيم،آفرينش‌وديعه‌پروردگاراست
 
شهرري مادر تهران
 
شب هجران
 
وب‌سايت‌تخصصي‌صنعت‌چاپ
 
كافي شاپ دونفره
 
سه شنبه خاكستري
 
دلتنگي‌هاي‌يه‌مشكي‌پوش
 
نوسان
 
کنسرواتوار تهران
 
قلم نو
 
فتوكار
 
اولین اشک خونین یک عاشق بی یار
 
عشق هاي جاويدان
 
صمدآباد از اشکورات رحیم آباد
 
پنجره
 
تفريحي(اطلاعات عمومي)
 
عشق خدا همه چيز
 
يادداشت هاي يك دانشجو
 
خواندني سياسي
 
رهگذري درباد
 
بوالفضل الشعرا
 
طنز فروش!
 
وب خند
 
بروبچ شيراز
 
و اينك منم ...
 
drmyblog
 
صمدآقاازاشكورات
 
panjul(فيلم و...)
 
حكايت‌من‌درولايت‌غربت
 
sooranicartoon
 
تكيه بر باد
 
خانه دوست
 
ديگه تمومه
 
كوروش بزرگ
 
سامي بلاگ
 
شب آفتابي
 
هزار و يك شب
 
عاشق
 
دهكده احساس
 
خداحافظ‌پلوتوكوچولو
 
مهربانانه
 
آزادتر از هميشه
 
همسايه ديوار به ديوار
 
خدايابرداده‌و‌نداده‌وگرفته‌ات‌شكر...
 
زیباوجدیدترین‌عکس‌هاجک‌هاوSMS
 
سياست اصيل
 
طنز طنز
 
كوتراز