تبليغاتX
چكاچک چكاچک
 

آس و پاس رئیس جمهور می شود!

بچه گی ها همیشه بهمان می گفتند که اگه بزرگ شدید دوست دارید چه کاره شوید حالا ما این موضوع را کمی عوض می کنیم با این عنوان که اگه رئیس جمهور شوید چه می کنید ؟ اینجانب آسو پاس که  مدتهاست در این زمینه و کاندیداتوری خود در انتخابات ریاست جمهوری فکر کرده ام خود را از همین الان نامزد ریاست جمهوری اعلام می نمایم و برنامه های کوتاه و بلند مدت خود را به این شرح اعلام می نمایم !

۱. در نخستین گام کرمان  را به عنوان پایتخت بر می گزینم و دانشگاه کرمان را به عنوان یکی از دانشگاههای بین المللی در کنار کمبریج انگلیس و سوربن فرانسه معرفی خواهم نمود

۲.به جای پوشیدن کاپشن در ایام و فصول مختلف سال به نشانه مردمی بودن از لباسهای زیر مردانه و شلوارهای جین بهره می برم و کفشهای کتانی به پا می کنم .وشاید روی زیرپوشم کراوت بستم !

۳.تا هنگامی که هیلاری کلینتون خانم به عنوان ریاست جمهوری آمریکا برگزار نشود هیچ مذاکره ای را با شیطان بزرگ نخواهم کرد و تا گرفتن یک ماچ آبدار از این خانم نهضت ادامه خواهد داشت!البته سعی خواهیم کرد تا در راستای تحکیم روابط گفتگوهایی را پشت درهای بسته با خانم رایس انجام دهیم که نتایجش به کسی مربوط نمی باشد

۴.برای ازدواج کردن فرانسس اسپانیا را که یکبار تصویر اور ا در اینترنت دیده ایم بر می گزینیم که خوب چیزی  است!

۵. خدمت سربازی را به آن علت که خدمت مقدسی است برای همه خانمها اجباری کرده و ان را به مدت ۴ سال برای این بانوان افزایش می دهیم تا درادامه زندگی دیگر از هر گونه غر زدن معذور باشند !!همچنین قانون چاقی و لاغری مفرط را دوباره برای معافیت از سربازی آزاد می گذاریم تا آن موقع خودمان را از این خدمت معاف نماییم!

۶.از همه خوانندگان خارجی که زمانی در ایران بودند به ویژه خواننده محبوب خودمان "اندی"(با نجوای دلنشین چه خوشکل شدی امشب )برای بازگشت به ایران دعوت می نماییم و اکثر خوانندگان داخلی را به ویژه "بنیامین"با آن ماماما گفتنش به زندان اوین می اندازیم تا آنجا آنقدر آب خنک بخورد تا بلکه راههای تنفسی اش باز شود تا دیگر در هنگام آواز خواندن "سک سکه"نکند !و صدای گاو از خودش سر ندهد!

برای خواندن باقی برنامه ها به ادامه مطلب توجه کنید!! 


ادامه مطلب
نوشته شده در 87/03/14ساعت 10:37 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

مرده شور را از ياد ببريد

   
امروز در حالی که در حال تخمه شکستن می باشم، پشت کامپیوتر نشستم تا حس طنزی که از ظهر در من ایجاد شده بود را ارضا کنم.(آخه آس و پاس اس ام اسید که : خرمگس ، بطنز.)

من از ظهر تا حالا، (دو سه ساعت شده) دارم فکر می کنم در مورد چی بطنزم. تا به این نتیجه رسیدم که در مورد مهمترین مسایل روز دنیا و مملکت بطنزم.( راستش این ایده چند روز قبل از اینکه مطلب قبلی رو بنویسم به مخیلاتم خطور کرد ولی دیدم اول خودم رو معرفی کنم تا بعدش که این خزعبلات رو خوندید بفهمید که با کی طرفید). حالا اگه گفتبد مهمترین مطالب روز مملکت چیه؟

اگه فکر می کنید شروع به کار مجلسه یا وارد دور جدید تحریم ایرانه و........( یه معلم ریاضی داشتیم می گفت چه فرقی می کنه سه نقطه یا ان (همان حرف بعد از ام انگلیسی) نقطه)، اشتباه می کنید (می خواستم بنویسم کور خوندید ولی دیدم ضایع است واسه همین ننوشتم)، آخه اینا به من و شما چه مربوطه، مگه من یا شما ،نماینده بودیم یا که شدیم، یا از خرپول های معامله کننده با کشور های اروپایی هستیم که تحریم بانک های ایرانی واسه مون دردسر بشه. اگه اینا واسه تون مهم بود که نمی اومدید چکاچک بخونید.

مهمترین مساله مملکت در این روزها پرکاری مرده شورها است.می پرسید چرا؟؟؟؟ آخه ناسلامتی ایام امتحاناته!

به قول آقا مجید قصه های مجید، مرده شورها شخیص ترین و محترمترین آدمها توی یک مملکتن. آخه تا حالا فکر کردین بعد از خدا، امید بچه های مدرسه ای و دانشگاهی به کی باشه؟ به دانش و معلوماتشون که ظرف یک شب به دست میارن یا کتاب هایی که گاهی صاحب فن ترین آدمها ازش چیزی نمیفهمن ویا جزوه های نصف ونیمه و بدخطشون که خودشون که هیچی، معلم واستاد هم چیزی ازش سر در نمیاره یا به استاد ومعلمی که سرکلاس داره فکر کارهای بعد از ساعت درسشو میکنن تا شبشون روز بشه یا حتی معلم خصوصیشون که تو تموم مدت تدریس به فکر پول بعدشن تازه بعضی هاشون (از نوع دانشجو) خودشون هم مشکل شب امتحان رو دارن. به هر حال بیشتر دانش آموزها و دانشجو ها ، آخرش به خدمتگذارترین افراد جامعه یعنی مرده شورمتوسل میشن تا درس یا استاد و گاهی هردو رو ببره و اونا از دستشون راحت بشن.( خدا وکیلی باید خدا رو شکر کرد که دعای بچه ها کارساز نیست، وگرنه کی حاضر میشد معلم بشه). البته به خاطر مشغله ی فراوان چندان کارساز نیست. پس چند توصیه:

1- هیچ چیز دقیقه نودی درست نمیشه( به جز خیلی چیزها مثل فوتبال پیروزی - سپاهان) بهتره که درستون تو ایام سال بخونید و دعا ونفرین ها و حتی کمک خواستن از مرده شور هم در ایام سال شروع کنید. فککر کنم بیشتر پاسخگو باشه.

2- از اونجا که مرده شورها تو این ایام سال خیلی پرکارن مواظب خودتون باشید چون ممکنه اشتباه بگیرن و اونوقت.... پس فعلا مرده شور رو از یادببرید و به جزوه ها تون و خدا بیشتر تکیه کنید.

3- اینکه همش شد دو تا توصیه. اینا رو هم تو متن می نوشتم چی می شد؟ خوب چه کار کنم بیشتر از این طنزم نمیاد.

خرمگس(فعلا)

نوشته شده در 87/03/13ساعت 7:59 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

تا مي توانيد گريه كنيد

امروز برای معدود دفعات نشستم تاخزعبلات خودمان را بخوانم تا ببینم چی به خورد خوانندگان می دهیم که بخوانند حقیقتش در خواندن این مطالب به یک نکته جالب که برایم سوال شد فکر کردم و آن اینکه چه کسی به ما گفته قشنگ می طنزیم که ادعای طنز نویسی داریم باور بفرمایید وقتی نوشته های خودمان را خواندم اشک در چشمانم جاری شد !!دپرس شدم البته برخلاف برخی وقتی ماجرای دختر باز شدن خود را خواندم بیشتر از همه مطالب گریه ام گرفت!!نمی دانم شاید نگاه ما به مطالب پیرامونمان سیاه است و یا شاید راستی راستی مطالب پیرامونمان سیاه و تیره می زند !!ولی به هرروی آدم وقتی از جیره بندی و مسمومیت و جهان سوم و فقرو از این چرندیات صحبت می کند باور بفرمایید لب و لنچه تان را هرچه قدر هم حالت بدهید نمی توانید لبخند بزنید تازه ما را باش توقع داریم تا نیشتان تا بناگوشتان باز شود !!پس تا مي توانيم به حال خودمان گريه كنيم كه گريه اگر دواي هر درد بي درمان نباشد !!مسكن (منظور آرام بخش است نه خانه يا منزل مسكوني بي خودي خوشحالي نكنيد )خوبي براي ما ملت جهان سومي خواهد بود !!

نوشته شده در 87/03/12ساعت 9:29 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

جيره‌بندي برق و خاموشي‌ها جدي‌ترمي‌شود

        در خبرهاي امروز روزنامه ها به جيره بندي برق و خاموشي ها از زبان فتاح وزير نيرو اشاره شد و از كمبود برق در شبكه برق، كمبود آب در بسياري از استان ها تاكيد شد. سئوالي كه مطرح است اين است كه چرا و به چه قيمتي گاز، آب و برق مصرفي مردم ايران به كشورهاي همجوار با قيمتي بسيار پايين عرضه مي شود.

نوشته شده در 87/03/11ساعت 8:6 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

دیکشنری امتحان (قسمت دوم)

در راستای پست نمیدونم چندم، در مورد دیکشنری امتحان سه مورد دیگه باقی مونده بود که به علت های متعدد از جمله اینکه ساعت 6 قرار بود برم جایی که به علت آنکه تازه ساعت 5 و 30 دقیقه یادم اوفتاد و اینکه دقیقه نودی نیستم و معمولا کارها رو به دقیقه 100 به بعد موکول می کنم، اصلا تصمیم گرفتم نرم. و الان یعنی سه ساعت بعدش شروع به نوشتن ادامه اش کردم، حالا شما چقدر بعد از پست فبلی می خونید یا ااینکه اصلا نمی خونید، به من و هیچ احد وناس دیگه ای ربط نداره.

نمره:

تبلور میزان دانش، مهارت و دودره بازی دانشجو، بهانه ای همیشگی برای اعتراض. وسیله ای که استاد با آن چه ها که نمی کند! عاملی که برای به دست آوردن آن دانشجو علاوه بر خر زدن, اعمال شنیع( راستش من خودم هم نمی دونم یعنی چی، اگه شما می دونید بفرستید تا من هم بدونم، اینجا نوشته بود من هم نوشتم) دیگری را نیز باید انجام دهد که قلم در وصف آن قاصر است!

 

سوال:

یک نوع شعور سنج استاد و دانشجو. کلمات نفرت انگیزی که به نوبت وتک تک مثل نیزه در چشم دانشجو فرو می روند و لحظه لحظه او را به نادانی اش واقف تر میکنند.

لو رفتن آن ها به حماسه سازی دانشجویان منتهی می شود. انواع مختلف آن از تشریحی سیانوری تا تستی گوگوری مگوری متغیر است.

 

استاد:

منبع علم،ژنراتور دانش،نیروگاه انسانیت، تبلور دانایی، کوه توانایی، مایه افتخار ما، بابا تو دیگه کی هستی ترین موجود عالم، خود صفا، اند وفا، دارنده انواع و اقسام شفا، ضد جفا، یاری گر ضعفا، معلم الخلفا......(نقطه آخر، نقطه پایانی جمله می باشد، نه جز سه یا ان نقطه)

 

این مطلب تمام شد. و دیگه متاسفانه ادامه ندارد اگه می خواهید ادامه دهید لطف فرموده خودتان بقیه اشو بسازید

نوشته شده در 87/03/10ساعت 12:15 بعد از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

دیکشنری امتحان (قسمت یکم)

این مطالب رو از ماهنامه طنز آوا که تو دانشگاه تربیت معلم چاپ میشه( یا میشد) نوشتم. حالا اونا از کجا برداشتن نمیدونم. البته یه وبلاگ دیده بودم که از این مطالب نوشته بود. چون یادم نیست آدرسش چی بود ننوشتم تو اینترنت هم نگشتم که مجبور به اسم بردن ازش بشم. انشااله پیداش می کنم بقیه مطالبشو می نویسم!تازه ایندفعه دیگه نیازی به رونویسی هم نیست، کپی اند پیست هم کافیه.

     دیکشنری امتحان

تقلب:

یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن و اینکاره بودن شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش وخرمی دارد.نوعی هلو برو تو گلو که با توجه به درجه درایت و تیزی استاد و مراقبان می تواند نوع هلویش از هسته دار و خاردار تا آب هلو با طعم موز و عشق و حال متغیر باشد. یک نوع وسیله درس پاس کن نامشروع....

             


ادامه مطلب
نوشته شده در 87/03/09ساعت 9:23 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

آس و پاس می لرزد !!

همین دیشب بود که این واقعه هولناک برای من رخ داد پس از سخن های گزافی که با دوستان خوابگاهی داشتیم احساس کردیم بدنمان به رفتن به دستشویی نیاز دارد و باید برویم و کمی تخلیه روحی و معنوی انجام دهیم شاید یکی از لذت بخش ترین قسمتها ی زندگی من و شاید همه آدمها همین قسمت باشد تمرکز فکر و تخلیه روان!!اما این بار حادثه ای در شرف اتفاق بود همین که با آرامش روی دستشویی چهار زانو نشستیم و ... ناگهان احساس لرزشی خفیف و تکانی نه چندان عادی شدیم با خود گفتیم که گلاب به روی  مبارکتان مثلی که از زیرمان بادی در رفته!! و حادثه ای طبیعی است اما حادثه اگرچه طبیعی بود اما کمی جدی تر و خانه خراب کن تر بود با کمی ریشه یابی مسئله دریافتیم که شهر کرمان بار دیگر به یاد دخت بندر لرزش سینه کرده است و خیر سرش زلزله شده !!ما هم که دیدیم اگر آنجا بمانیم به جایی که از زیر آوار بیرونمان بکشند باید از توی چاه مستراح این کا را بکنند !!(تازه اگر رویمان سیفون نکشند و همانجا دفنمان نکنند)تنبان مبارکمان را به همراه متعلقاتمان نصفه و نیمه بالا کشیدیم و از دستشویی بیرون آمدیم تا دوستان را هم خبر دار کنیم که خواب نمانند همانجا به درک واصل شوند !!!(آخر همه آنها متوجه شده بودن و به حیاط رفته بودند و بود و نبود یا مردن نمردن ما برایشان کان لم یکن تلقی شده بود!!)که ضایع شدیم و با هرهر دوستان که فلانی در توالت به شما خوش گذشت روبه رو شدیم !!!به یاد تهران خودمان افتادیم و زمین لرزه آنجا چه عصری بود!! دختران با آستین رکابی و آقایان با شرت پریده بودند بیرون برای لحظاتی در آن روز احساس کردیم در نیویورکیم !!!اما کرمانیها بیش از آنکه ما را به یاد نیویورک بیاندازند و ما فیضی ببریم !!!یاد توکیو را برایمان زنده کردند آخر آنها هم زیاد به این چیزها اهمیت نمی دهند و امری عادی برایشان تلقی می شد همسایه های ما که دیدن تلویزیون یا بودن و همنشینی در کنار  منقل را بیشتر به عکس العمل در برابر اینگونه لرزشها ترجیح می دادند !!!به هرروی اگر فردا در تلویزیون گفتند که در زمین لرزه کرمان یک نفر مصدوم شده است بدانید آن یک نفر کسی جز آس و پاس نبوده که بواصیلش اوت کرده و تا اطلاع ثانوی از نشستن یا دستشویی رفتن معذور است !!!

نوشته شده در 87/03/08ساعت 9:21 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |
درباره سايت

معنی چکاچک: حرف یا سخنی که بر سر زبان ها بيفتدو مردم به همديگر بگویند- پچ پچ کردن - درگوشي صحبت كردن

************************
پایه گذاران وبلاگ:
آمیرزا(نویسنده)
آس وپاس(سردبیر)

***
همكاران:
خرمگس(نويسنده)


واپسين نوشته ها
ما شما را بجای خندیدن به اندیشیدن دعوت می کنیم
عید بی عیدی !!
عید شما تسلیت!!!
نفت بهتر است یا انرژی
انگولک به تیتر خبرها
چگونه معتاد شویم
پسر خاله كانديداي رياست جمهوري مي شود!
چرا این قدر زنان ما بی عرضه اند !!!
منوچهر احترامی
از فرهنگسازی تا جنبش نرم افزاری !!
گفتگو با امیدی که هوا شد !!!
چکاچک 2 به مناسبت نخستین سالگرد شکوهمندش!!
آخر داستان
چهل سال بعد با سازنده برجهای تجاری
چکاچک زنده است تا....
سه‌راه‌برای‌افزایش‌بازدیدازوبلاگ‌ به‌صورت‌غیرطبیعی
تبعض یا فقر سینمایی
چیزهای مهم
حق پدری
لرزيدن موارد آويزان
شل کن سفت کنی ایرانیها
روانشناسی دخترها :
چرا بعضیها روی بعضیها سوار می شوند
مزايده- مزايده
تفاوت زن و مرد
از بولدوزر تا کیهان !
عدم حضور حسین رضازاده در المپیک چین باعث صرفه جویی شد.
خبرهای چکاچکی
نامه سرگشاده
شهر باستانی شوش از هتل سازی تا محل تجمع معتادان
آمار

شمار عزيزان بازديدكننده :

پيوند سايت
سمپاديه
 
هنرنزدايرانيان‌است‌وبس
 
كشور جشن ها
 
نـــنـــه شــهـــرزاد
 
كيش مهر
 
عاشق غم
 
داوطلابانه
 
درد دل هاي من و خدا
 
انجمن شاعران مرده
 
عاشقانه
 
دل نوشته ها
 
حضرت عشق
 
كتاب كودك
 
آسمان آبي
 
افق كور
 
آگاهي؛‌خورشيدواره‌‌برذهن‌انسان
 
روانشناسي - مشاوره خانواده
 
پایا
 
براي شهرم كاشان
 
my love
 
اي طنز
 
زماني براي بودن ...
 
آرام ولي ساكت
 
ويلاي عشق
 
خبر سياسي
 
آخرين عشق
 
روستاي نيور
 
عاشقانه
 
سارونا
 
حرف دل
 
شب خاموش
 
majidcartoon(كاريكاتور)
 
نابيناي عاشق
 
دفترچه خاطرات
 
mohsenmalekee(كاريكاتور)
 
شبح آيينه پوش
 
نـوادگـان كـوروش
 
روابط عمومي برتر
 
29روزمانده‌تاخودم
 
كاملا شخصي
 
بندرعباس
 
يادداشت هاي يك غريبه آشنا
 
طنزنوشته‌هاي‌سعيدترشيزي
 
مولاناومولاکمشیـخ کشک الدین بدپیــله
 
2 آتيشه هاي پرسپوليس
 
پسر آسموني
 
نقش هاي ناتمام
 
dragon(اژدها)
 
نقش هاي ناتمام
 
آوای آزادی
 
مرواريد سياه
 
جانا تو قلب مايي
 
پارسيتا
 
جاودانان
 
آمستريس
 
كوروش جاويدان
 
من كيستم؟ما كيستيم
 
فرهنگ و هنر
 
تاريخ ايران و جهان
 
چاپ دوم
 
امپراتور
 
صفر عاشقي
 
آخرين عاشق
 
عكس@دانلود@خبر@مبايل
 
ناگفته ها
 
ايران بزرگ
 
تحفه درويش
 
عشق عاشقانه
 
مردم شناسي
 
انديشه هاي پارسي
 
ترفند،مطالب طنز،داستان،sms،کلیپ،عکس
 

 
روان نويس روان مي نويسد
 
از همه چيز از همه جا
 
رپ فارسي
 
شاه فينقيلي
 
سياسي
 
دريا در من
 
حرف دل
 
يادداشت هاي من
 
آشنايي با بدنسازي
 
فقط عکس
 
حرف هاي نگفته من...
 
پلاك 16
 
صداي پاي زندگي
 
باحالترين‌جوك‌هادربرمودا
 
جک‌واس‌اماس‌وآفلاین
 
روياي سپيد
 
پژواك
 
پاتوق دختر پسرا
 
روياي سپيد
 
طنزوفكاهه‌علي‌اصغركمالدار(غمين)
 
مردم شناسي
 
طنين تنهايي تو
 
شاپرك من
 
صداي پاي زندگي
 
خلق‌مي كنيم،آفرينش‌وديعه‌پروردگاراست
 
شهرري مادر تهران
 
شب هجران
 
وب‌سايت‌تخصصي‌صنعت‌چاپ
 
كافي شاپ دونفره
 
سه شنبه خاكستري
 
دلتنگي‌هاي‌يه‌مشكي‌پوش
 
نوسان
 
کنسرواتوار تهران
 
قلم نو
 
فتوكار
 
اولین اشک خونین یک عاشق بی یار
 
عشق هاي جاويدان
 
صمدآباد از اشکورات رحیم آباد
 
پنجره
 
تفريحي(اطلاعات عمومي)
 
عشق خدا همه چيز
 
يادداشت هاي يك دانشجو
 
خواندني سياسي
 
رهگذري درباد
 
بوالفضل الشعرا
 
طنز فروش!
 
وب خند
 
بروبچ شيراز
 
و اينك منم ...
 
drmyblog
 
صمدآقاازاشكورات
 
panjul(فيلم و...)
 
حكايت‌من‌درولايت‌غربت
 
sooranicartoon
 
تكيه بر باد
 
خانه دوست
 
ديگه تمومه
 
كوروش بزرگ
 
سامي بلاگ
 
شب آفتابي
 
هزار و يك شب
 
عاشق
 
دهكده احساس
 
خداحافظ‌پلوتوكوچولو
 
مهربانانه
 
آزادتر از هميشه
 
همسايه ديوار به ديوار
 
خدايابرداده‌و‌نداده‌وگرفته‌ات‌شكر...
 
زیباوجدیدترین‌عکس‌هاجک‌هاوSMS
 
سياست اصيل
 
طنز طنز
 
كوتراز