تبليغاتX
چكاچک چكاچک
 

بررسی دو خط موازی

دو خط موازی شاید به هم برسند

پس از بررسی و دقت روی دو خط یا چند خط در یک بیانیه اعلام کردم"دوخط اگر با یک خودکار کشیده شوند همرنگ هستند" از این مورد می توان دو نتیجه گرفت:

۱- این دو خط با یک خودکار کشیده شده اند.

۲-پس از رسم خط اول به دلیل خوشرنگی خودکار ، خط دوم هم با همان خودکار قبل کشیده شده است.

چنانچه این دو خط  با یک خودکار کشیده نشوند، دارای رنگ های مختلف و متفاوتی هستند. اگر نزدیک ترین فاصله این دو خط در هرجا به هم یکسان باشد، آن دو خط موازی یکدیگر هستند، نویسنده اعتقاد دارد چنانچه چند خط با هم شرایط نزدیکترین فاصله از هم را داشته باشند آن چند خط(حتی اگر زیاد هم باشند) با هم موازی هستند. پس دو یا چند خط موازی چنانچه در اواسط راه به این نتیجه برسند که قادر نیستند موازی بودن خود را ادامه دهندبا یکدیگر برخورد پیدا می کنند ولی این برخورد ممکن  است از نظر زمانی سریع یا کند انجام شود. یعنی اینکه انجام شدن آن ممکن است به تعویق بیفتد.

به خاطر ندارم ولی یک شاعر در کتابش نوشته:

مـن و خـط و کمی خـط های دیـگر          مـن اکـنون سـر کـنم آوای دیـــگر

نمی بینی مگر این خط من نیست         بگو من را که خط سوم از کیست

این حالت هم ممکن است پیش بیاید که دو خط موازی با هم توافق کنند یا اینکه در شرایطی خاص لازم ببینند که از هم دور شوند یکی از فیلسوفان روسی مطابق استدلال معکوس و با استفاده از نظریه های مختلف چنین بحثی را اثبات و از آن نتیجه گیری های لازم را کرده است.

چنانچه دو خط روی هم منطبق باشند و یا اینکه یک خط یکی را مجاب کند که روی آن منطبق باشد، یکی از آن دو خط توسط دیگری محو می شود. در شرایطی که دو خط موازی از یک طرف به هم بخورد و از یک طرف از هم دورتر شوند نتیجه ای حاصل نشده، هر چند از موازی بودن دو خط هم نتیجه مفیدی حاصل نخواهد شد.

دو خط موازی در بی نهایت به هم می رسند/پس هیچ خط موازی موازی باقی نمی ماند.

نویسنده: آمیرزا

 

نوشته شده در 87/01/07ساعت 6:59 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

چگونه یک مدیر موفق شویم (قسمت دوم )

 ادامه از قسمت پیشین ...

راههای زیر را برای موفقیت امتحان کنید

     ۱. همیشه و در همه حال به منشی خود اطلاع دهیم که اگر کسی با ما کار داشت بگوید  جلسه داریم این کار به  بهبود کلاس کار و دک کردن ارباب رجوع کمک  بسیار می کند .  البته نوع جلسه گذاشتن های ما بستگی به ارباب رجوعها هم باید داشته باشد این که اگر دیدیم طرف مقابل "کار درست "هست و قرار است یه نون و نوایی از این طریق به ما ببرسد یهویی جلسه را تعطیل کنیم و افراد نداشته جلسه را به یه جای نامعلومی بفرستیم و از طرف مقابل دعوت کنیم بیاید دراتاق و تازه کلی منت هم سرش بگذاریم که جلسه امون را تعطیل کردیم که فلان....

  ۲.از آنجایی که بیشتر اوقات ما در بیکاری به سر می بریم از اصول کاموا بافی و یکی زیر یکی رو آگاهی داشته باشیم تا هم صرفه اقتصادی را در نظر گرفته باشیم هم هزینه فرصت را و هم همسر داری .

   ۳.   از آنجایی که خالی بندی مالیات ندارد و به عبارت دیگر معاف از مالیات است در هر جایی که می رویم حتما از آن استفاده کنیم و از طرحهای نداشته و کارهای نکرده امان حرف ها بزنیم و از خودمان چیزی بسازیم که همیشه آرزویش را داشتیم .

     ۴.از دیدگاههای دیگران و نظرات آنها حتما به اسم خودمان استفاده کنیم و آخرش هم بگوییم که اگر من نبودم چی می شد. .     

۵. اگر  برای کارهای فردا و پس فردایمان برنامه خاصی نداریم برای خود برنامه های بلند مدت 20 ساله بگذاریم چون آن موقع تا 20 سال وقت داریم و کسی اگر گیر داد که چرا کاری نمی کنید  از چشم اندازهای آتیه ای که هنوز کسی ندیده است خاطرات تعریف کنید!!!

 ۶.  اگر کار خاصی هم انجام نمیدهید تا می توانید برای خود هیئت مدیره و تشکیلات راه بیاندازید و ترجیحا از چند منشی خوش پوش ـ جیگر و بلا ترجیحاـ(حداکثر سه منشی نه بیشتر ) استفاده کنید و معمولا موبایلهایتان را هم اشغال بگذارید و بگویید به اینترنت وصلید !

   برای اینکه بگویید مدیر مردمی هستید و از قشر مستضعف جامعه از کت و شلوارهای آب رفته استفاده کنید و یقه پیراهنتان را صبح تا صبح به یه دیگ سیاه بکشید تا بگویید که دارید برای کار کردن عرق می ریزید و وقت شستن پیراهنتان را ندارید همچنین دیر به دیر به حمام بروید و بگویید چون در منطقه محروم زندگی می کنید و آب ندارید و باید به سبک تهران قدیم از تشت و سطل برای شستشو استفاده کنید و آب را از قنات فراهم کنید واز شستشو تا حد امکان پرهیز می کنید

          و برای آنکه محبوبیت و مردمی بودنتان خیلی بیشتر شود برای خوشبو شدن از گلابهای مانده عید چهار سال پیش استفاده کنید و آن را به سر روی خود بزنید به طوریکه کسی نتواند به دلیل خوش بویی مفرط به شما نزدیک شود و آن گاه این را به حساب رئیس و مرئوس بودن بگذارید

چگونه از مدیریت دل بکنیم :

همیشه دل کندن از چیزهای قشنگ باعث دل تنگی است اما همیشه به آن عادت می کنید اگر روزی قرار شد تا کسی به جایتان بر مسند قدرت بنشیند و  با کمال خوشرویی پست خودرا به او بدهید  اما همیشه سعی کنید تا در ادامه راه به طوری که او متوجه نشود چوب لای چر خش بگذارید و زیرابش را به طرق موزیانه ای بزنید  و اگر هم همیشه داغ مدیر بودن به دلتان ماند و همیشه با کت و شلوار کارمندی به سر کار بروید به جای زیراب زنی مدیر از زیراب زنی همکارانمان بهره ببریم .

امضا:ب

نوشته شده در 87/01/06ساعت 12:1 بعد از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

چگونه یک مدیر موفق بشویم (قسمت اول )

 

بچه که بودیم همیشه دوست داشتیم واسه خودمون یه کسی باشیم یا دکتر یا مهندس اونایی که دیگه خیلی با کلاس بودن و می خواستن بگن خیلی کار درستن عاشق ریاست و میز نشینی بودن  اون موقع بود که بزرگترها لپ مبارکمان را می کشیدند و می گفتند " موش بخوره تورا " حالا که گوش شیطون کر بزرگ شدیم و دیگه موش با خوردن ما حالت تهوع بهش دست میده معنی این جمله را بهتر می فهمیم اگر بخواهیم از طریق جامع شناسانه این اصطلاح موش خوردن را موشکافانه بررسی کینم بهترین تحلیل را در یک کلمه می توان کرد و آن این است " زرشک" .

اکنون در یک نوشتار سخت تحلیلی می خواهیم  مدیریت را در روزگاری که در آن هستیم بررسی کنیم زیاد دنبال منبع و ماخذ نباشید چون این نوشتار صد درصد تحلیلی و حاصل ذهن و مخیله معیوب نویسنده می باشد .

به طور کلی مبحث مدیریت ایرانی  را باید از تمامی مدیریتهای جهانی جدا ساخت که جای بسی ای ول دارد .برای آشنایی شما با گوشه ای از این تفاوتها و تعیین نگرش گرانمایه خوانندگان ابتدا از تعاریفی در مورد مدیریتی که امروزه کله هر تنابنده ای را کچل نموده است آشنا می کنیم این تعاریف کاملا علمی و بر اساس تجربیات ما به رشته تحریر در آمده است .

 مدیریت جهان سومی  را می توان اینگونه تعریف کرد

:تلاش برای  ایجاد سیستمی هردم بیل بر پایه نظامی کشککی که سعی در ایجاد تعاملی آبکی برای رسیدن به آرمانهای  الا بختکی دارد !!!

 این سیستم را می توان در راستای اهدافی که عمدتا خالی بندی و بر مبنای خیالات موهوم پی ریزی شده اند دانست. اما اینکه تا چه اندازه توانسته ایم مطابق تعریف مدیریت خودمان به پیش رویم باید  گفت احسنت و صد مرحبا که در برخی مواقع پای خود را از این تعریف علمی مدیریتی هم پیش تر گذاشتیم و روی هر خلق ا... را سفید کردیم .

اما ماها به چه کسی مدیر موفق  می گوییم :

 شخصی است براساس ضابطه های رابطه سالارکه به پست و مقامی میرسد و دوره ریاستش هم بر می گردد به همان ضوابط ها گاه این ریاست آن قدر در خون وجان کسی ریشه می دواند که با هیچ تبری از هیچ قشری نمی توان تیشه به ریشه اش زد گاهی ریشهایی در پس این ریشه ها نیز خودنمایی میکند که در استحکام ریشه ها و تداوم آن کاربرد دارند .  گهگداری مدیر محترم که بر روی صندلی  جلوس نموده اند تا فنر ودل وروده صندلی را در نیاورند ول کن قضایا نیستند .

اما سخن در این باره که چگونه می توانیم مدیر موفقی باشیم را به جلسه بعد موکول می کنیم که تا هم اندکی در مورد آن فکر کنید هم سخن به درازا نکشد و مقاله کمی جذابیتش بنا به تداومش بیشتر گردد

ادامه دارد......

امضا: ب

نوشته شده در 87/01/05ساعت 2:3 بعد از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |

سال نو

درسال نو همه چیز باید نو باشد، در سال جدید همه چیز باید تمیز باشد، در سال جدید دلهایمان باید پاک باشد، در سال جدید ... هایمان باید... باشد.

ما هم گزارش هیات دولت ایران را با شکل نو و جدیدی در پی می آوریم که البته نه تنها اصلا اینطور نیست، بلکه اصلا اینطور نیست:

نخستین جلسه  کابينه در سال جدید به رياست داوودی معاون اول رياست جمهوری برگزار شد .اين جلسه که پس از انتخابات مجلس برگزار شد با شکوهی خاص  همراه بود که با پيشنهاد وزير بهداشت به روال عادی برگشت - وزير پيشنهاد داد که يک عدد بستنی چوبی برای هر عضو کابينه خريداری شود .اعضا با تشکر از پيشنهاد خوب واصولی وزير -از معاون اول خواستند برای اين عضو با استعداد هورا بکشند .(شادی حضار).آوردن منوی غدا توسط کاردار هيات دولت وسفارش غذا از ديگر برنامه های هيات دولت بود که با موفقيت برگزار شد ومشت محکمی بود بر دهان ياوه گويان شرق وغرب .آنها که نمی توانند ببينند وزرای کابينه می توانند اینگونه باشند .با پيشنهاد  وزیر بهداشت قرار بر اين شد که برای همدردی با مردم گشنه سر ميز غذا نان آورده نشود که اين پيشنهاد با اکثريت قاطع آرا پذيرفته شد .با آمدن بوی بوقلمون وتيهو  جلسه به تشنج کشيده  و تعطيل اعلام شد.

خبرنگار پارلمانی حاظر در هیات دولت: الف

 

نوشته شده در 87/01/04ساعت 7:50 قبل از ظهر توسط یکی از ما چکاچکیان |
درباره سايت

معنی چکاچک: حرف یا سخنی که بر سر زبان ها بيفتدو مردم به همديگر بگویند- پچ پچ کردن - درگوشي صحبت كردن

************************
پایه گذاران وبلاگ:
آمیرزا(نویسنده)
آس وپاس(سردبیر)

***
همكاران:
خرمگس(نويسنده)


واپسين نوشته ها
ما شما را بجای خندیدن به اندیشیدن دعوت می کنیم
عید بی عیدی !!
عید شما تسلیت!!!
نفت بهتر است یا انرژی
انگولک به تیتر خبرها
چگونه معتاد شویم
پسر خاله كانديداي رياست جمهوري مي شود!
چرا این قدر زنان ما بی عرضه اند !!!
منوچهر احترامی
از فرهنگسازی تا جنبش نرم افزاری !!
گفتگو با امیدی که هوا شد !!!
چکاچک 2 به مناسبت نخستین سالگرد شکوهمندش!!
آخر داستان
چهل سال بعد با سازنده برجهای تجاری
چکاچک زنده است تا....
سه‌راه‌برای‌افزایش‌بازدیدازوبلاگ‌ به‌صورت‌غیرطبیعی
تبعض یا فقر سینمایی
چیزهای مهم
حق پدری
لرزيدن موارد آويزان
شل کن سفت کنی ایرانیها
روانشناسی دخترها :
چرا بعضیها روی بعضیها سوار می شوند
مزايده- مزايده
تفاوت زن و مرد
از بولدوزر تا کیهان !
عدم حضور حسین رضازاده در المپیک چین باعث صرفه جویی شد.
خبرهای چکاچکی
نامه سرگشاده
شهر باستانی شوش از هتل سازی تا محل تجمع معتادان
آمار

شمار عزيزان بازديدكننده :

پيوند سايت
سمپاديه
 
هنرنزدايرانيان‌است‌وبس
 
كشور جشن ها
 
نـــنـــه شــهـــرزاد
 
كيش مهر
 
عاشق غم
 
داوطلابانه
 
درد دل هاي من و خدا
 
انجمن شاعران مرده
 
عاشقانه
 
دل نوشته ها
 
حضرت عشق
 
كتاب كودك
 
آسمان آبي
 
افق كور
 
آگاهي؛‌خورشيدواره‌‌برذهن‌انسان
 
روانشناسي - مشاوره خانواده
 
پایا
 
براي شهرم كاشان
 
my love
 
اي طنز
 
زماني براي بودن ...
 
آرام ولي ساكت
 
ويلاي عشق
 
خبر سياسي
 
آخرين عشق
 
روستاي نيور
 
عاشقانه
 
سارونا
 
حرف دل
 
شب خاموش
 
majidcartoon(كاريكاتور)
 
نابيناي عاشق
 
دفترچه خاطرات
 
mohsenmalekee(كاريكاتور)
 
شبح آيينه پوش
 
نـوادگـان كـوروش
 
روابط عمومي برتر
 
29روزمانده‌تاخودم
 
كاملا شخصي
 
بندرعباس
 
يادداشت هاي يك غريبه آشنا
 
طنزنوشته‌هاي‌سعيدترشيزي
 
مولاناومولاکمشیـخ کشک الدین بدپیــله
 
2 آتيشه هاي پرسپوليس
 
پسر آسموني
 
نقش هاي ناتمام
 
dragon(اژدها)
 
نقش هاي ناتمام
 
آوای آزادی
 
مرواريد سياه
 
جانا تو قلب مايي
 
پارسيتا
 
جاودانان
 
آمستريس
 
كوروش جاويدان
 
من كيستم؟ما كيستيم
 
فرهنگ و هنر
 
تاريخ ايران و جهان
 
چاپ دوم
 
امپراتور
 
صفر عاشقي
 
آخرين عاشق
 
عكس@دانلود@خبر@مبايل
 
ناگفته ها
 
ايران بزرگ
 
تحفه درويش
 
عشق عاشقانه
 
مردم شناسي
 
انديشه هاي پارسي
 
ترفند،مطالب طنز،داستان،sms،کلیپ،عکس
 

 
روان نويس روان مي نويسد
 
از همه چيز از همه جا
 
رپ فارسي
 
شاه فينقيلي
 
سياسي
 
دريا در من
 
حرف دل
 
يادداشت هاي من
 
آشنايي با بدنسازي
 
فقط عکس
 
حرف هاي نگفته من...
 
پلاك 16
 
صداي پاي زندگي
 
باحالترين‌جوك‌هادربرمودا
 
جک‌واس‌اماس‌وآفلاین
 
روياي سپيد
 
پژواك
 
پاتوق دختر پسرا
 
روياي سپيد
 
طنزوفكاهه‌علي‌اصغركمالدار(غمين)
 
مردم شناسي
 
طنين تنهايي تو
 
شاپرك من
 
صداي پاي زندگي
 
خلق‌مي كنيم،آفرينش‌وديعه‌پروردگاراست
 
شهرري مادر تهران
 
شب هجران
 
وب‌سايت‌تخصصي‌صنعت‌چاپ
 
كافي شاپ دونفره
 
سه شنبه خاكستري
 
دلتنگي‌هاي‌يه‌مشكي‌پوش
 
نوسان
 
کنسرواتوار تهران
 
قلم نو
 
فتوكار
 
اولین اشک خونین یک عاشق بی یار
 
عشق هاي جاويدان
 
صمدآباد از اشکورات رحیم آباد
 
پنجره
 
تفريحي(اطلاعات عمومي)
 
عشق خدا همه چيز
 
يادداشت هاي يك دانشجو
 
خواندني سياسي
 
رهگذري درباد
 
بوالفضل الشعرا
 
طنز فروش!
 
وب خند
 
بروبچ شيراز
 
و اينك منم ...
 
drmyblog
 
صمدآقاازاشكورات
 
panjul(فيلم و...)
 
حكايت‌من‌درولايت‌غربت
 
sooranicartoon
 
تكيه بر باد
 
خانه دوست
 
ديگه تمومه
 
كوروش بزرگ
 
سامي بلاگ
 
شب آفتابي
 
هزار و يك شب
 
عاشق
 
دهكده احساس
 
خداحافظ‌پلوتوكوچولو
 
مهربانانه
 
آزادتر از هميشه
 
همسايه ديوار به ديوار
 
خدايابرداده‌و‌نداده‌وگرفته‌ات‌شكر...
 
زیباوجدیدترین‌عکس‌هاجک‌هاوSMS
 
سياست اصيل
 
طنز طنز
 
كوتراز